![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
|
![]() |
![]() |
![]() |
جايگاه واقعي و شايسته لجستيك كجاست؟ انجمن چه چيزي را دنبال ميكند؟
تدوين چشمانداز بيست ساله و متعاقب آن استراتژي صنعتي كشور مبتني بر كسب سهم بيشتر از بازارهاي بينالمللي، افزايش ارزش افزوده داخلي، و اشتغال ميباشد . اين اهداف حياتي محقق نخواهد گرديد مگر اينكه سرمايهها بهدرستي جريان يابند.
بازده سرمايه كليديترين شاخص جريان سرمايه است كه متأسفانه هماينك در كشورمان عمدتاً از طريق افزايش قيمت فروش دنبال ميگردد. حال آنكه ميتوان بدون افزايش قيمت فروش كالا يا خدمات، بازده سرمايه را افزايش داد؛ اگر:
1) قيمت تمامشده كاهش يابد (بهرهوري سرمايه)
2) نسبت گردش سرمايه افزايش يابد (پويايي سرمايه)
زيرا:
بازده سرمايه = بازده فروش x نسبت گردش سرمايه
بازده فروش = قيمت فروش – قيمت تمامشده
نسبت گردش سرمايه = درآمد فروش / مجموع داراييها
در كشور ما هماكنون بخش عمده و درصد بسيار قابل توجهي از قيمت تمامشده كالا (در قياس با استاندارد جهاني) صرف هزينههاي مازاد لجستيك ميگردد؛ چرا كه اولاً) فعاليتهاي لجستيك درون فرايندهاي توليدي ( Intra-Logistics ) بطور بهينه مديريت نميگردند، و ثانياً) فعاليتهاي لجستيك برون سازماني اعم از ورودي ( Inbound ) و خروجي ( Outbound ) بواسطه عدم شكلگيري صحيح و جامع زنجيرههاي تأمين از همافزايي لازم برخوردار نيستند. اين موارد هر دو موجب ميگردند تا نسبت هزينه افزوده كالا به ارزش افزوده آن بهشدت افزايش يابد و مصرفكننده نهايي هزينه چيزي را بپردازد (هزينه مازاد لجستيك غير بهينه) كه هيچ مزيتي براي وي بههمراه ندارد.
بهعلاوه، نگهداري سطوح بالاي موجودي توسط بنگاههاي اقتصادي (كه خود بعنوان يك عامل تورمزا عمل ميكند)، و زمانهاي انتظار بسيار طولاني در تأمين مواد، كالا، و پول (كه بهدليل عدم شكلگيري زنجيرههاي تأمين حاصل شده و نتيجهاي جز خسران اقتصاد ملي در پي ندارد)، از موارد عمده مبتلابه بخشهاي مختلف اقتصاد است.
باتشکر از یوسف مشهدالکوبه فراهانی
استاندارد در خدمت حمل و نقل:
حمل و نقل در فضاي وسيع آن به شبكه پيچيده و درهم تنيده اي از عوامل به هم پيوسته، فناوري ها و سازمان ها اطلاق مي شود. به حجم انبوهي از كارهاي لازم بنگريد كه براي سرعت بخشي در اجراي آن ها به امور زير نياز است:
جا به جا كردن مسافران، چه به مقصد تجارت يا با هدف گذراندن تعطيلات، به وسيله اتومبيل، اتوبوس، قطار، هواپيما و كشتي. برق رساني از نيروگاه هاي برق به منازل. رساندن محورهاي پستي به مقصد. ارسال انواع اطلاعات به اقصي نقاط جهان و امثال آن.
عملكرد هر شاخه اي از صنعت حمل و نقل نيازمند فناوري ها، ارتباطات، وسايل نقليه و غيره است. بديهي است كه وجود نا هماهنگي در ميان عناصر مذكور كه از نبود استاندارد سرچشمه مي گيرد، به كارايي و بهره وري كليه اجزاي تشكيل دهنده صنعت حمل و نقل لطمه وارد مي آورد. بنابراين استاندارهاي بين المللي نقشي مؤثر در تسهيل عملكرد انواع نظام هاي حمل و نقل ايفا مي كنند. براي مثال استاندارد كردن كانتينرهاي ترابري، انقلابي بزرگ در صنعت حمل و نقل دريايي پديد آورده است. با استاندارد شدن دور نگار، تلفن و شبكه هاي رايانه اي ، ارتباطات بين المللي سرعت و گسترش چشمگيري يافته است و ترابري زميني، دريايي و هوايي در نتيجه اجراي استانداردهاي جهاني ايمن تر، سريع تر و بهره ورتر شده است.
با وجود بروز اين تحولات شگرف هنوز بايد اقدامات زيادي صورت پذيرد. براي مثال، بايد حوزه هاي تجاري گوناگوني در جهان پديد آيد كه سازمان هاي اصلي استاندارد بين المللي بتواند آنها را تحت حمايت مضاعف خود درآورد. به كارگيري گسترده استانداردهاي بين المللي در توليدات و تخصص خدمات به ايجاد يك بازار جهاني منجر مي شود كه در آن توليد كنندگان، عرضه كنندگان و كارگزاران شبكه توليد و عرضه مي توانند با يكديگر به رقابت سالم بپردازند. همچنين استانداردهاي بين المللي براي نظام هاي حمل و نقل از طريق برقراري ارتباطات هماهنگ، شرايط مورد نياز براي ارسال توليدات و عرضه خدمات به مصرف كنندگان در هر نقطه از جهان را سريع تر و مقرون به صرفه مي سازد.
نكته شايان ذكر اين كه امر تجارت در جهان امروز با پديده ها و يافته هاي جديدي مواجه است. كارگزاران صنعت حمل و نقل به ضرورت ايجاد يك زنجيره حمل و نقل جهاني واقف اند. زنجيره اي كه واحدهاي حمل و نقل استاندارد شده اي نظير كانتينرهاي باربري و تجهيزات مورد نياز براي ايجاد صحيح شبكه هاي راه آهن و جاده ها، انبارها، فرودگاهها و بنادر را در نظر دارد. هماهنگي جهاني ميان حلقه هاي اين زنجير نه فقط به نفع دست اندركاران صنعت حمل و نقل است، بلكه به سود مشتريان و طرف هاي صنعتي آنان نيز هست:
ايجاد زيربناي جامعه اطلاعاتي جهان با شبكه هاي بي نظير آن، مستلزم تدوين و اجراي استانداردهاي بين المللي است. هم اكنون اين استانداردها در موارد گوناگوني نظير شبكه هاي باز و متراكم اطلاعات شنيداري و ديداري در حال اجراست. استاندارد بين المللي در صنعت حمل و نقل نقشي ويژه در شكوفا سازي تجارت جهاني و حركت به سوي ايجاد يك بازار جهاني واقعي مهيا مي سازد .
باتشکر از یوسف مشهدالکوبه فراهانی
با وجود اهميت روزافزون يكپارچگي و توجه بسيار محققان، صنعتگران و نظاميان به آن، ادبيات يكپارچگي از ارائه تعريفي جامع از اين موضوع دور مانده است. نبود تفاهم در بين صاحبنظران اين مبحث، شايد به اين دليل است كه هر يك از علاقهمندان از ديد خود به آن توجه كردهاند. از نظر يك متخصص IT يكپارچگي در سازمان به معناي استفاده مشترك كاربران از بانك اطلاعاتي واحد است، در صورتي كه از نظر يك جامعهشناس صنعتي، يكپارچگي به معناي همگرايي اهداف انساني در سازمان است. آنچه در مقاله حاضر ارائه ميشود حاصل تلاش جمعي مجريان و كارشناسان هسته علمي لجستيك يكپارچه است كه تحت عنوان اصول و مباني يكپارچهسازي در سيستمهاي لجستيكي طرح شده است.
1ـ مقدمه
به طور كلي يكپارچهسازي در رابطه با دو يا چند جزء قابل طرح است. اين اجزاء ممكن است از يك نوع يا گوناگون باشند. اساس مفهوم يكپارچگي بر اين فرض استوار است كه در يك محيط چند جزئي كه اجزاء به يكديگر وابستهاند، در صورتي كه اجزاء بدون در نظر گرفتن اين وابستگي عمل نمايند، كارآيي كلي آنها كاهش مييابد. به عبارت ديگر، يكپارچگي به معناي در نظر گرفتن اين وابستگيها در دوره زندگي هر يك از اجزاء است. هر چند يكپارچگي كلمهاي است كه در ادبيات لجستيك از سالهاي دهه 90 بيشتر به چشم ميخورد، اما مفهوم آن ريشه در سالهاي دهه 60 و طرح تفكر سيستمي در مقابل تفكر تك بعدي دارد . از نظر تفكر سيستمي هر يك از اجزاي مورد نياز سيستم بايد به خوبي مشخص شده و ارتباط آن با ساير اجزاء به نحو مطلوبي تعريف گردد، به گونهاي كه كارآيي كلي سيستم افزايش يابد. هر چند تفكر سيستمي بخش قابل ملاحظهاي از مفاهيم مرتبط با يكپارچگي را پوشش ميدهد، اما يكپارچگي همواره متناظر با تفكر سيستمي نيست. براي مثال، تفكر سيستمي ميتواند به طراحي يك سازمان وظيفهاي منجر شود كه در آن هر يك از وظايف به خوبي مشخص شده و ارتباط آن با ساير وظايف در سازمان تعيين شده است و اين ارتباط از طريق مديريت هر يك از بخشها صورت ميگيرد. اما ديد يكپارچگي مرزهاي وظيفهاي را در سازمان پذيرا نيست، و فرآيندها و نه وظايف را مورد توجه قرار ميدهد.
هدف يكپارچگي، افزايش بهرهوري سيستمها است. يكپارچگي ممكن است بتواند با تأثير بر مثلث هزينه، زمان و كيفيت، بهرهوري سيستمها را به ميزان قابل توجهي افزايش دهد، كه اين تأثير توجيهگر اهميت توجه زياد به يكپارچگي سيستمها در سالهاي اخير است.
البته نبايد از نظر دور داشت كه يكپارچگي همواره متناظر با افزايش بهرهوري نيست. تشخيص ميزان بهينه يكپارچگي در سازمان موضوع قابل توجهي است كه نبايد از نظر دور داشت. ديد سيستمي به ما كمك ميكند كه نقطه بهينه يكپارچگي سيستم را شناسايي كنيم.
باتشکر از یوسف مشهدالکوبه فراهانی










