(جدول شماره سه)
كنترل توليد و موجوديها Production & Inventory Control
|
طبقهبندي موجودي به صورت ABC |
ABC Inventory Classification |
|
برنامهريزي تجميعي |
Aggregate Planning (AP) |
|
تجزيه و تحليل برنامهريزي |
Analysis of planning |
|
موجودي متوسط |
Average inventory |
|
عقبافتادگي از سفارش |
Back – log |
|
برنامهريزي زمانبندي رو به عقب |
Backward (Upstream) Scheduling |
|
تأخير بالانس |
Balance Delay |
|
بيست انفجاري مواد |
Bill Of Material (BOM) |
|
گلوگاه |
Bottleneck |
|
برنامهريزي ظرفيت مورد نياز |
Capacity Requirements Planning (CRP) |
|
MRP حلقه بسته |
Closed – |
|
فرآيند داراي جريان مستمر |
Continuous Flow Processes |
|
هزينه حمل كالا |
Cost of Carrying |
|
تأخير در تحويل |
Delay in delivery |
|
پيشبينيهاي تقاضا |
Demand Forecasts |
|
مديريت تقاضا |
Demand Management |
|
تصميمگيري |
Decision – Making |
|
كاهش موجودي مستقيم |
Direct inventory reduction |
|
برنامهريزي احتياجات توزيع |
Distribution Requirements Planning (DRP) |
|
برنامهريزي منابع توزيع |
Distribution Resource Planning (DRP2) |
|
روش موجودي نزولي دوبل |
Double Declining Balance method (D.D.B) |
|
سود يا درآمد هر سهم |
Earning Per Share (E.P.S) |
|
مقدار سفارش اقتصادي |
Economic Order Quantity (E.O.Q) |
|
دوره سفارش اقتصادي |
Economic Per Period (E.P.P) |
|
برنامهريزي اقتصادي |
Economic planning |
|
برنامهريزي تداركات تشكيلات |
|
|
سود مورد نظر در شرايط اطمينان |
Expected profit under certainty |
|
فاصله زماني سفارش ثابت |
Fixed order interval |
|
پيشبيني |
Forecast |
|
برنامهريزي زمانبندي رو به جلو |
Forward (Downstream) Scheduling |
|
سيستم تلفيقي |
Hybrid System |
|
پاداش سازماني |
Inducement |
|
عدم كارايي |
تعريف مديريت
در باره تعريف مديريت اتفاق نظر خاصي در دست نيست و صاحبنظران و نظريه پردازان علم مديريت با اهداف و سوگيريهاي گوناگون، تعاريف متفاوتي ارائه كردهاند.
- مديريت عبارتست از: هنر انجام كار به وسيله ديگران (فالت،1924).
- فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم(فوستر،1967).
- فراگرد هماهنگسازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي (دانلي و همكاران،1971).
- فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان (استونر و همكاران،1995).
تعريف عملياتي(Operational definition)، مفهوم مديريت را با رعايت ملاكهاي عيني منوط ميسازد. از اين رو، اگر در موقعيتي ملاكهايي شامل فعاليت منظم و سازمان يافته، هدفها، روابط ميان منابع، انجام كار به وسيله ديگران و تصميم گيري برقرار باشد، ميتوان گفت در آن موقعيت ،مديريت اعمال مي شود (كلاندوكينگ،1972).
استراتژي
بد نيست ابتدا به ريشه لغوي استراتژي اشاره شود. واژه استراتژي(
تعريف ديگري هم از استراتژي مي توان ارائه كرد: « استراتژي يك برنامه واحد ، همه جانبه و تلفيقي است كه محاسن يا نقاط قوت اصلي سازمان را با عوامل و تغييرات محيط مربوط مي سازد و به نحوي طراحي مي شود كه با اجراي صحيح آن از دستيابي به اهداف اصلي سازمان اطمينان حاصل شود».
سپس نظريه پردازن علم مديريت، استراتژي را چگونگي تخصيص مطلوب منابع كمياب،جهت رسيدن به اهداف اقتصادي تعريف كرده اند. استراتژي تعيين كننده زمينه هاي فعاليت در محيطي پيچيده و پويا و ابزاري است كه به عنصر انساني در يك نظام سازماني حيات بخشيده و افراد را به حركت وا ميدارد.آنسوف(Ansoff) به عنوان اولين دانشمندي كه استراتژي را به شكل جامع و معنادار توضيح داد، معتقد است كه هر قدر بين اهداف و فعاليت هاي فعلي سازمان سازگاري بيشتري وجود داشته باشد، نرخ رشد و توسعه بزرگتر و منظم تر خواهد بود.
شاندلر(Chandler,1962) استراتژي را به اين صورت تعريف ميكند:
استراتژي عبارت است از يك طرح واحد، همه جانبه و تلفيقي كه نقاط قوت وضعف سازمان را با فرصتها و تهديدهاي محيطي مربوط ساخته و دستيابي به اهداف اصلي سازمان را ميسر ميسازد.
اندروز(Andrews ،1971)ميگويد: استراتژي عبارت است از الگوي منظورها، مقاصد، اهداف، خط مشيهاي اصلي و طرحهايي جهت دستيابي به اهداف.
ميتزبرگ(Mintzberg) تعريف كوتاهي راجع به استراتژي ارائه داده است.از نظر وي استراتژي عبارت است از الگوي به جريان انداختن تصميمات. در حال حاضر نيز در زبان فارسي واژه استراتژي را از نظر لغوي راهبرد معني ميكنند.
مديريت استراتژيك
مديريت عبارت است از فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوايد ناشي از به كارگيري استراتژيهاي مناسب.طبق اين بيان، يك استراتژي مناسب مطابق با نيازمنديهاي يك سازمان در زمان مشخص تعريف ميشود.فرايند مديريت استراتژيك شامل شش گام متوالي و مستمر است:
1- تجزيه و تحليل محيطي
2- پايه گذاري جهتگيري سازماني
3- هدفگذاري
4- تعيين و تدوين استراتژيها
5- بسترسازي و اجراي استراتژيها
6- كنترل استراتژيها
آمادگی برای آزمون فوق ليسانس مهندسی صنايع
کنترل تولید و موجودی های ۱ : (ضریب ۱)
۱- کتاب کنترل تولید و موجودی ها (تألیف: عسگر زاده)
۲- جزوه کنترل موجودی دانشگاه صنعتی شریف
۳- تستهای پردازش(بخش خلاصه درس)
۴- جزوه کنترل موجودی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
تحقیق در عملیات ۱ : (ضریب ۲)
۱- کتاب پژوهش عملیاتی (تألیف: محمدرضا مهرگان)
۲- تستهای پردازش تحقیق در عملیات برای رشته های مدیریت و صنایع
۳- نکات تستی پژوهش عملیاتی(تألیف: محمدرضا مهرگان)
طرح ریزی واحدهای صنعتی : (ضریب ۱)
۱- طرح ریزی واحدهای صنعتی ( اپل )
۲- جزوه طرح ریزی واحدهای صنعتی دانشگاههای علم و صنعت، صنعتی شریف و امیرکبیر
۳- جزوه ارزیابی کار و زمان (خانم مخاطب رفیعی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
۴- تستهای پردازش برای درس طرح ریزی واحدهای صنعتی
آمار و احتمال مهندسی : (ضریب ۲)
۱- کتاب و جزوه آمار مهندسی ( تألیف دکتر محلوجی ؛ دانشگاه صنعتی شریف)
۲- کتاب احتمال مهندسی (شلدون راس؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
۳- آمار مهندسی وال پل (و جزوه دکتر رئیسی؛ دانشگاه صنعتی اصفهان)
۴- تست های آمار و احتمال مهندسی (تالیف دکتر مسعود نیکوکار ؛ انتشارات آزاده)
زبان عمومی و تخصصی : (ضریب ۱)
برای زبان منبع خاصی توصیه نمي شود.
زمینه های کاری مهندسی صنایع
۱- مدیریت تولید Manufacturing management :
از آنجایی که اعتبار هر کشور صنعتی به توانایی آن کشور در تولید موثر بستگی دارد در کشورهای صنعتی به این گرایش توجه بسیاری می شود.مهندسان تولید در راستای کسب مزیت هایی در رقابت های جهانی ازمهندسی شیمی مهندسی مکانیک و اقتصاد همراه با مهندسی صنایع بهره می گیرند تا مسایل طراحی توسعه و اجرای عملیات سیستمهای تولیدی پیشرفته را به طور موثر حل کنند.
۲ - مدیریت مهندسی Engineering management:
در چند دهه اخیر این زمینه پیشرفت زیادی داشته است . دلیل این پیشرفت را در سه سطح می توان دید. درسطح ملی تلاش برای رهبری تکنولوژیکی که از کمبود مواد اولیه بهره وری پایین و افزایش رقابت بین المللی ناشی می شود توسعه تکنولوژی های جدید و مدیریت سیستم های تکنولوژی را ایجاب می کند.
در سطح صنعت مدیریت بدون مهندسی با مشکل روبرو شده است ونقش مهم مهارت های مهندسی واطلاعات در مدیریت سیستم های مهندسی مشهود است.در سطح فردی مهندسانی که در نتیجه موفقیتهای فنی شان به مدیریت کشیده می شوند هر چقدر هم ازنظر فنی قوی باشند برای رویارویی با پیچیدگی های مسيولیت مدیرت آماده نیستند.
۳- سیستم های تولیدی Production systems :
این زمینه بر روی طراحی وکنترل تولید توزیع وسیستم های خدماتی تاکید دارد و شامل طراحی کارخانه طراحی حمل ونقل برنامه ریزی تولید کنترل موجودی وبرنامه ریزی وکنترل تولیدی وتوزیع می باشد.
۴- مهندسی مالی Financial engineering:
مهندسی مالی برای کسانی که مایل به کار بانکداری مدیریت مالی و امور مشاوه ای مالی هستند طراحی شده است.اموزش در این زمینه شامل فرایندهای احتمالی بهینه سازی محاسبات وبازارهای مالی و کاربرد آنها می باشد.
۵- مهندسی کیفیت Quality engineering:
به دلیل رقابت روز افزون بین الملی که توجه به بهبود کیفیت محصولات وخدمات را اجتناب ناپذیر ساخته است وبه دلیل پیچیدگی روزافزون سیستمهای تولیدی وخدماتی کنونی امروزه به مهندساین است که بتوانند با مفاهیم وابزارهای فنی و مدیریتی سیستمهای کیفیت را اجرا و هدایت کنند. گرایش مهندسی کیفیت در مهندسی صنایع تلاش درجهت تربیت چنین افرادی دارد. آموزش در این زمینه برمبنای بهبود کیفیت استراتژی های کیفیت سازمانی و روشهای آماری تاکید دارد.
۶- مهندسی سیستمهای اطلاعاتی Information systems engineering :
این گرایش برای کسانی طراحی شده است که مایل به یادگیری مهارت های مهندسی و مدیریتی با تاکید بر سیستم های اطلاعاتی ومحاسباتی هستند علاقه مندان به این گرایش با توانایی های نظیر برنامه نویسی کامپیوتر و مهارت های مربوط به سیستم های اطلاعاتی و اشنایی با نرم افزارهای متفاوت قادرند سیستمهای اطلاعاتی را برای کنترل زنجیره عرضه تولید و تجارت طراحی کنند.
بجز زمینه های شغلی فوق الذکر بارزترین حیطه کاری مهندسین صنایع ( بخصوص در کشورمان ایران ) کارخانجات وسازمان های تولیدی می باشد.
بنا به در خواست دانشجویان عزیز مبنی بر معرفی رشته مهندسی صنایع
- تکنولوژی و تحلیل سیستم -
گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم ها :
گرایش برنامه ریزی وتحلیل سیستم ها تاحدودی جنبه نرم افزاری داردوبیشتربه ارائه ی راهکارهای سیستماتیک می پردازد.درواقع هدف این گرایش تربیت کارشناسانی است که بتوانندبابهره گیری از روشهای جدید و سیستماتیک ومدلهای ریاضی، مسائل واحدهای صنعتی راتجزیه وتحلیل نموده و بیشترین رهنمودهارابرای استفاده از منابع موجود درعملکرد اجزاء تشکیل سیستم ارائه بدهند.برای توضیح بیشترمهندس تحلیل سیستمهادرواقع اطلاعات جمع آوری شده رابا استفاده ازنرم افزارهای مختلف ومدل های ریاضی تجزیه و تحلیل نموده موارد بدست آمده راتنظیم وثبت کرده و در اختیار واحدهای مختلف قرارمی دهد(حتی الا مکان اطلاعات رابه صورت نمودارنیزارائه میدهد) برای مثال دریک سیستم صنعتی باجمع آوری اطلاعات وهماهنگ کردن ارگانها وسیستم های مختلف(سیستم های کیفیت،سیستم های مالی، سیستم های تدارک، سیستم های حسابداری و...) وارائه چارتی کامل ازآنهاسعی برآن دارد تاسیستم ها راازنظرمدیریت زمانی(زمان سنجی) بهبود بخشیده،تقسیم کاررا به بهترین نحو بین نیروی انسانی وماشین آلات انجام داده تا بیکاری در سیستم ها کاهش یابد (در مورد ماشین آلات به بررسی وثبت نواقص، ضعف قطعات وعلت کارافتادگی آنها می پردازد) خط تولید را موازنه کرده ونقاط گلوگاهی را مشخص می نماید تا خروجی با حداقل هزینه، بهبودیافته وبالانس شود. مهندسی تحلیل سیستم ها نسبت به سایرگرایش هابه بررسی جامع تر وکلان ترپروژه ها وسیستم ها می پردازد.
دروس تخصصی گرایش برنامه ریزی و تحلیل سیستم ها :
زبان تخصصی، برنامه ریزی حمل و نقل، اصول شبیه سازی، تحلیل سیستم ها، کار برد کامپیوتردر مهندسی صنایع، پروژه پایا نی اصول مدیریت وتئوری سازمان ، سیستم های اطلاعاتی ، کنترل مدیریت و کارآموزی.
