تبليغاتX
مهندسي صنايع دانشگاه قم

تولید ناب
تاريخ: جمعه 1386/09/09 ساعت :9:55

 تولید ناب به سیستمی اطلاق می شود که درون آن سیستم اتلاف ها حذف شده باشند. در واقع سیستم تولیدی که در آن کلیه فعالیتها در راستای تولید محصول مورد نیاز مشتری باشد را سیستم ناب گویند. این سیستم در مقابل سیستم تولید انبوه طراحی شده است و برای اولین بار در کارخانه تویوتا و توسط آقای اوهنو طراحی شده است به همین علت به آن سیستم تولید تویوتا و یا سیستم تولید به هنگام اصلی نیز اطلاق می شود.

در سیستم تولید ناب دو مفهوم کلیدی وجود دارد: 1.اتلاف 2. ارزش!

ارزش در واقع از دیدگاه مشتری تعریف می شود و در واقع آن چیزی است که مشتری به آن نیاز دارد و حاضر است تا هزینه آن را بپردازد. در تعریف ارزش غیر از مشخصات یک محصول باید زمان مورد نیاز آن را نیز درنظر گرفت. ممکن است شما محصولی را که مشتری به آن نیاز دارد را به نحوی که او می خواهد تولید کنید اما زمان مورد نیاز مشتری را در نظر نگیرید!

اتلاف،به بخشی از محصول و یا فعالیت هایی که در تولید محصول نقش دارند گفته می شود که مورد نیاز مشتری نباشد! در واقع می توان گفت مشتری حاضر به پرداخت هزینه برای آن نیست!

اوهنو مبدع سیستم تولید تویوتا اتلاف ها (موداها) را به هفت گروه تقسيم ميکند:

۱.اتلاف اضافه توليد

۲. اتلاف تاخير يا انتظار

۳.  اتلاف حمل ونقل

۴. اتلاف عمليات غير ضروری

۵. اتلاف موجودی

۶. اتلاف حرکات انساني نالازم

۷. اتلاف توليد قطعات و محصولات معيوب
بعدها ووماک اتلاف زیر را نیز به موارد بالا اضافه کردند:
 کالاها وخدماتی که به نياز مصرف کننده پاسخ نمی گويند.

شناسايی و حذف اتلاف ها مهمترين هدف يک سيستم ناب می باشد.

از یک زاویه دیگر نیز می توان به اتلاف ها پرداخت و آنهم استفاده از دسته بندی زیر است:

ووماک در کتاب تفکر ناب فعاليت ها را بر سه نوع تقسیم می کند: 

۱. فعاليت های ارزش آفرين

۲. فعاليت های غير ارزش آفرين ولی اجتناب ناپذير(مودای نوع اول)

۳. فعاليت های غير ارزش آفرين و غير ضروری (مودای نوع دوم)
نوشته شده توسط علی کاشانی | موضوع: تفکر ناب | لينک ثابت |
تفکر سیستمی
تاريخ: سه شنبه 1385/07/11 ساعت :16:37

 هنگامي که ناسا برنامه فرستادن فضانوردان به فضا را آغاز کرد، با مشکل کوچکي روبرو شد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود در فضاي بدون جاذبه کار نميکنند. (جوهر خودکار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي سطح کاغذ نميريزد.) براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون را انتخاب کردند.
تحقيقات بيش از يک دهه طول کشيد، 12ميليون دلار صرف شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي کردند که در محيط بدون جاذبه مي نوشت، زير آب کار مي کرد ، روي هر سطحي حتي کريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد کار مي کرد .
روسها راه حل ساده تري داشتند: آنها از مداد استفاده کردند !

اين داستان مصداقي براي مقايسه دو روش در حل مسئله است؛
** تمرکز روي مشکل : نوشتن در فضا
***يا تمرکز روي راه حل : نوشتن با خودكار !!!!!!!!!

نوشته شده توسط علی کاشانی | موضوع: تفکر ناب | لينک ثابت |
تفکر ناب (جلسه چهارم)
تاريخ: سه شنبه 1385/05/31 ساعت :21:34

اصل چهارم - ايجاد سيستم كششي (Pull)

امكان دادن به مشتري تا بتواند اين ارزش را از توليدكننده بيرون بكشد ؛ بيرون كشيدن   (Pull)  به معناي آن است كه هيچ شركتي در بالاي جريان ، كالا يا خدماتي را توليد نكند مگر آنكه مشتري پايين جريان ، آنرا خواسته باشد . بهترين راه براي درك منطق بيرون كشيدن آن است كه ابتدا به‌ سراغ يك مشتري واقعي برويم كه يك محصول واقعي مي‌خواهد ، سپس به عقب بازگرديم و همه گامهايي كه بايد برداشته شود تا محصول مورد نظر به دست مشتري برسد را مورد بررسي قرار دهيم . اين سيستم در تقابل با بيرون راندن   (Push)  قرار مي‌گيرد . اصل بيرون كشيدن قوانين و قواعد مربوط به برنامه‌ريزي و كنترل موجودي مواد و محصولات (كامل و يا نيمه‌ساخته) ، همچنين نحوه تغذيه خطوط توليد و نحوه ارتباط كارخانه مادر با تامين كنندگان (Supplier)  را دگرگون خواهد نمود . بكارگيري تكنيك توليد به موقع (JIT) راهگشاي كار سازمانها در امكان دادن به مشتريست تا بتواند اين ارزش را از توليد كننده بيرون بكشد  .

 

اصل پنجم - تعقيب كمال  (Perfection)

هنگاميكه سازمان ها به تعيين درست ارزش ، شناسايي كل جريان ارزش ، ايجاد گامهاي ارزش‌آفرين براي ايجاد حركت پيوسته محصولات معين دست مي‌يازند و اجازه مي‌دهند تا مشتري ارزش را از بنگاه اقتصادي بيرون كشد زمان پرداختن به اصل پنجم تفكر ناب ، يعني تعقيب كمال است . و كمال عبارتست از بين بردن كامل مودا (Muda) به گونه‌ايكه همه فعاليتهايي كه طي جريان ارزش انجام مي‌گيرند ، ارزش‌آفرين باشند .

 

بستر سازي و توسعه فرهنگ سازماني با مفاهيم تفكر ناب

سازمانها جهت تبديل شدن به بنگاه اقتصادي ناب ، بايستي بسترهاي مناسب را جهت نهادينه شدن تفكر ناب در كليه سطوح مهيا نمايند ؛ نهادينه شدن اين تفكر ارتباط تنگاتنگي با نوع نگرش و ارزشهاي حاكم بر سازمان و كاركنان آن دارد . ناب انديشيدن بايستي در سازمان به يك فرهنگ تبديل شود و بدانيم هر قدر التزام و تعهد افراد به ارزشهاي اساسي و محوري سازمان (نظير ناب انديشيدن) بيشتر باشد و اعضاي بيشتري به اين ارزش معتقد باشند آن فرهنگ و ارزش قوي‌تر است و تاثير بيشتري بر رفتار اعضاي سازمان دارد ؛ در يك فرهنگ قوي توافق بيشتري درباره رسالت سازمان وجود دارد و وحدت هدف موجب همبستگي ، وفاداري ، تعهد سازماني و كاهش ترك خدمت مي‌شود ؛ در يك فرهنگ قوي ، مديريت براي هدايت رفتار كاركنان نياز كمتري به قوانين و رويه‌هاي رسمي دارد چرا كه وقتي كاركنان فرهنگ سازمان را بپذيرند راهنماهاي رفتار ، دروني مي‌شود ؛ از طرفي براي آنكه افراد سازمان ارزشهاي فرهنگ را بپذيرند بايد آنها را بشناسند . بنابراين اولين اقدام عملي جهت بسترسازي براي نهادينه شدن تفكر ناب در يك سازمان ، آموزش اين مفاهيم به كاركنان آن سازمان است و رسيدن به اين باور كه :

تغيير نتايج يعني :

ما بايد رفتارمان را تغيير دهيم

و

براي تغيير رفتار ما بايد تفكرمان را تغيير دهيم .

و چون همه چيز برخاسته از انديشه آدميان است نه تكنولوژي و دانش ، انسان در شيوه نوين توليد در مركز سيستم جاي مي‌گيرد و به آن روح و معنا مي‌بخشد .

نوشته شده توسط انجمن علمی مهندسی صنایع | موضوع: تفکر ناب | لينک ثابت |
تفکر ناب (جلسه سوم)
تاريخ: جمعه 1385/05/20 ساعت :22:53

اصل دوم - شناسايي جريان ارزش  (Value Stream)

جريان ارزش مجموعه‌ايي است از كليه اعمال ضروري براي يك محصول معين ، اين موضوع شامل همه فرايندهاي توليد محصولات و خدمات يعني از انگاره تا ورود محصول و خدمات به بازار را دربر مي‌گيرد . شناسايي كل جريان ارزش براي هر محصول معين و گاهي براي خانواده هر محصول گام بعدي تفكر ناب است . به اين طريق وجود حجم بسيار زياد اتلاف (Muda) در سازمان برملا مي گردد .

نقشه جريان ارزش همه اعمال لازم براي طراحي ، سفارش و ساخت يك محصول معين را شناسايي مي كند ، تجزيه‌وتحليل جريان ارزش ، نشان مي‌دهد كه در طول جريان ارزش سه نوع فعاليت صورت مي‌گيرد :

1- فعاليتهايي كه معلوم مي‌شود آشكارا ارزش‌آفرينند .

 2- فعاليتهايي كه معلوم مي‌شود ارزش‌آفرين نيستند ولي بدليل دانش فني موجود و داراييهاي توليدي ، اجتناب ناپذيرند . (موداي نوع اول)

3- فعاليتهاي اضافي بسياري كه معلوم مي‌شود هيچ ارزشي نمي‌آفرينند و بي‌درنگ قابل حذف هستند . (موداي نوع دوم)

توجه داشته باشيم پس از تفكيك فعاليتهاي سازمان به سه دسته فوق ، موداهاي نوع دوم بي‌درنگ مي‌توانند حذف شوند و راه براي رفتن به سوي رفع فعاليتهاي باقيمانده‌اي (موداي نوع اول) كه ارزش‌آفرين نيستند هموار خواهد شد.

 

اصل سوم - ايجاد حركت بدون وقفه در اين ارزش  (Flow)

هنگامي كه ارزش به طور دقيق تعيين مي‌شود و بنگاه اقتصادي ناب جريان ارزش يك محصول معين را نقشه‌برداري كرده و گامهاي پر اتلاف حذف مي‌شوند ، آنگاه نوبت گام بعدي تفكر ناب فرا مي‌رسد كه همانا به حركت درآوردن گامهاي ارزش‌آفرين است . حركت (Flow)  عبارتست از انجام وظايف بطور پيش رونده در طول جريان ارزش به گونه‌اي كه يك محصول بدون توقف ، بدون ضايعات و بدون پس‌روي ، از طراحي به بازار ، از سفارش به تحويل و از مواد خام به دست خريدار برسد . براي دستيابي به اين منظور ، وقتي ارزش تعريف شد و كل جريان ارزش مشخص شد ، نخستين گام ، توجه بر يك هدف واقعي است ؛ يعني تمركز بر يك طرح معين ، يك سفارش معين ، خود محصول و پيش چشم داشتن آن از آغاز تا پايان . گام دوم ناديده گرفتن مرزهاي سنتي مشاغل ، مسيرهاي شغلي ، كاركردها و شركتهاست تا بنگاه اقتصادي ناب شكل گيرد ، پديده اي كه مي‌تواند همه موانع موجود بر سر راه حركت پيوسته محصول معين را از ميان بردارد . سومين گام ، بازانديشي وظايف معين و ابزارآلات است ، به اين منظور كه هرگونه پس‌روي و وقفه از بين برود و طراحي ، سفارش و توليد يك محصول معين بتواند پيوسته پيش برود .

بطور خلاصه شيوه به حركت درآوردن ارزش عبارتند از:

1- عطف توجه به يك هدف واقعي ، يعني تمركز بر يك طرح معين يا يك سفارش معين و يا خود محصول و تحت‌نظر گرفتن آن از آغاز تا پايان .

2- ناديده گرفتن مرزهاي سنتي مشاغل ، مسيرهاي شغلي ، كاركردها و سازمان‌ها تا يك سازمان ناب پديد آيد.

3- بازانديشي وظايف كاري به اين منظور كه موداها (Muda) حذف شوند .

اين سه مرحله بايد همزمان انجام شوند ؛ اين اصل تمامي ساختارها يا فعاليتهايي كه موجب مودا (Muda) در جريان توليد مي‏شوند و زمان انتظار ساخت را افزايش مي‏دهند، شناسايي و حذف مي‏کند .

نوشته شده توسط انجمن علمی مهندسی صنایع | موضوع: تفکر ناب | لينک ثابت |
تفکر ناب (جلسه دوم)
تاريخ: سه شنبه 1385/05/10 ساعت :23:27

اصل اول - تعيين ارزش (Value)

نقطه شروع اساسي تفكر ناب ، ارزش است . اين تنها مصرف كننده نهايي است كه مي‌تواند ارزش را تعريف كند و ارزش ، تنها هنگامي داراي معنا و مفهوم است كه در چهارچوب يك محصول معين بيان شود ، محصولي كه نيازهاي مصرف‌كننده خود را با قيمتي معين و در زماني معين برآورده سازد . توجه داشته باشيم كه اين توليدكننده است كه ارزش را مي‌آفريند .

در اين اصل دو موضوع بايستي موردتوجه قرار گيرد ؛ يكي محصولات معيني است كه توليدكننده منتظر است تا مصرف‌كنندگان معيني ، در ازاي قيمت معيني آنها را خريداري كنند تا سبب چرخش كسب و كار شركت باشد و ديگري نحوه اصلاح عمليات توليد و كيفيت تحويل اين محصولات است به گونه‌اي كه بطور پيوسته از هزينه‌هاي اصلي آنها كاسته شود . از اين رو ، تفكر ناب بايد با تلاشي آگاهانه آغاز شود براي تعريف دقيق ارزش در چهارچوب محصولاتي معين كه واجد قابليتهاي معيني هستند و در ازاي بهايي معين ارائه مي‌شوند كه حاصل برقراري گفتگو با مشتريان معين است .

بنگاههاي اقتصادي ناب پيوسته بايد همراه با گروه‌هاي محصول خود ، به بازنگري مستمر ارزش بپردازند و همواره از خود بپرسند كه آيا بهترين تعريف را براي آن يافته‌اند ؟ ضرورت بسيار دارد كه توليد كنندگان به تعريف مجدد ارزش بپردازند چرا كه اين امر كليد دستيابي به خريداران بيشتر است و توانايي يافتن خريداران بيشتر و فروش سريعتر ، اهميت بسياري براي موفقيت در تفكر ناب دارد . سازمانهاي ناب در اين صورت ، خواهند توانست مقادير قابل توجهي از منابع و ذخاير خود را آزاد كنند .

عنصر نهايي در تعريف ارزش ، هزينه هدف است . وقتي محصول تعريف مي‌شود ، مهمترين وظيفه در امر تعيين ارزش ، آن است كه بر اساس مقدار منابع و نيروي موردنياز براي ساخت محصولي كه واجد مشخصات و قابليتهاي معيني است هزينه هدف تعيين شود ، بشرط آنكه اتلاف(Muda)  مشهود و موجود در فرايند حذف شده باشد .

بنگاههاي اقتصادي ناب مجموعه قيمتها و مشخصه‌هايي را كه توسط شركتهاي معمول و متعارف به خريداران پيشنهاد مي‌شود ، بررسي مي‌كنند و سپس مي‌پرسند از طريق كاربرد شيوه‌هاي ناب ، چه مقدار از هزينه‌ها قابل كاهش است و آنها در واقع مي‌پرسند كه هزينه بدون موداي (Muda Free Cost) اين محصول ، وقتي كه گامهاي غيرضروري حذف شوند و ارزش به حركت درآيد ، چقدر خواهد بود ؟ چنين هزينه هدفي به طور قطع ، بسيار پايينتر از هزينه‌هايي است كه رقبا متحمل مي‌شوند . كوتاه سخن اينكه تعيين درست ارزش ، نخستين گام در راستاي تفكر ناب است و راهي كه به تهيه كالا يا خدمات اشتباه مي‌انجامد همانا اتلاف (Muda) است .

نوشته شده توسط انجمن علمی مهندسی صنایع | موضوع: تفکر ناب | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo