|
مهندسي صنايع دانشگاه قم
|
||
داستان کوتاه بهترین معلم
در روز اول سال تحصیلی، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد
و پس از صحبتهای اولیه، مطابق معمول به دانشآموزان گفت که همه آنها را
به یک اندازه دوست دارد و فرقی بین آنها قائل نیست. البته او دروغ میگفت
و چنین چیزی امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکی در ردیف جلوی کلاس روی
صندلی لم داده بود به نام تدی استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشی از
او نداشت. تدی سال قبل نیز دانشآموز همین کلاس بود. همیشه لباسهای کثیف
به تن داشت، با بچههای دیگر نمیجوشید و به درسش هم نمیرسید. او واقعاً
دانشآموز نامرتبی بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضی بود و
سرانجام هم به او نمره قبولی نداد و او را رفوزه کرد .
امسال که دوباره تدی در کلاس پنجم حضور مییافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت
به پرونده تحصیلی سالهای قبل او نگاهی بیاندازد تا شاید به علّت درس
نخواندن او پیببرد و بتواند کمکش کند .
معلّم کلاس اول تدی در پروندهاش نوشته بود: «تدی دانشآموز باهوش، شاد و
با استعدادی است. تکالیفش را خیلی خوب انجام میدهد و رفتار خوبی دارد.
رضایت کامل».
معلّم کلاس دوم او در پروندهاش نوشته بود: « تدی دانشآموز فوقالعادهای
است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولی او به خاطر بیماری درمانناپذیر مادرش
که در خانه بستری است دچار مشکل روحی است .»
معلّم کلاس سوم او در پروندهاش نوشته بود: «مرگ مادر برای تدی بسیار گران
تمام شده است. او تمام تلاشش را برای درسخواندن میکند ولی پدرش به درس و
مشق او علاقهای ندارد. اگر شرایط محیطی او در خانه تغییر نکند او به زودی
با مشکل روبرو خواهد شد .»
معلّم کلاس چهارم تدی در پروندهاش نوشته بود: «تدی درس خواندن را رها
کرده و علاقهای به مدرسه نشان نمیدهد. دوستان زیادی ندارد و گاهی در
کلاس خوابش میبرد.»
بقیه در ادامه مطلب...

اى دختر و خواهر ولايت آيينه مادر ولايت
بر ارض و سما مليکه در قم آرام دل امام هفتم
معصومه به کتيبه و به عصمت افتاده به خاک پايت عفت
در کوى تو زنده، جان مرده بر خاک تو عرش سجده برده
در قصر تو جبرئيل حاجب زوار تو را بهشت واجب
گفتند و شنيده اند ز آغاز کز قم به جنان درى شود باز
حاجت نبود مرا برآن در قم باشدم از بهشت بهتر
به میهمانی خدا میرویم؛
قلبهایمان را بهترازقبل لباس تقوا بپوشانیم، بهترین خصلت خود را بعنوان سوغاتی در حریری بپیچیم و پیش خدا هدیه بریم و وقتی به خانهاش رسیدیم شباهنگام روبرویش بنشینیم و فقط نگاهش کنیم او خود ازنگاهمان خواهد خواند.

حلول ماه مبارک رمضان برعموم مسلمین جهان مبارک باد
این خانه را باید خدا در اصل معماری کند
آدم بنایش برنهد جبریل هم یاری کند
آید اولی العزمی دگر یک چند حجاری کند
آن را اولی الامری دگر منقوش و گچکاری کند
اینسان خدا از خانه اش چندی نگهداری کند
تا ساعتی از دوستی یک مهمانداری کند

روز معلم رسيد. حرفهاي زيادي مانده. اما بايد بدانيم روز معلم براي دست زدنها، جيغ کشيدنها، سر و صداها و خندهها نيست... روز معلم براي اين نيست که بگوييم به ظاهر قدر معلمهايمان را ميدانيم، چون هرگز نميتوانيم. معلم يعني: محبت، عشق، لبخند و مهرباني...
معلم يعني پاکي، يعني صداقت... يعني دلسوزي و فداکاري و معلم يعني هر آنچه که خوب است... اما ميدانم که هرگز نميتوانم محبتها و مهربانيهايش را قدر بدانم...
هرگز معلم را به شمع تشبيه نکنيد، چون شمع را ميسازند تا بسوزد و معلم ميسوزد براي ساختن...
معلم عزيزم... ميخواهم بدانيد به خاطر شماست هر موفقيتي که دارم و به خاطر شماست شاديهايم...
هميشه به دنبال بهترين جمله دنيا بودم تا آن را به شما تقديم کنم. اما چيزي نيافتم و بعد فهميدم جملهاي بگويم که از صميم قلبم باشد... اين جمله شايد واقعا تکراري شده باشد، اما براي من معناهاي زيادي دارد... فقط ميتوانم بگويم: خيلي دوستتان دارم...
ميتوان در سايه آموختن * گنج عشق جاودان اندوختن... اول از استاد، ياد آموختيم * پس، سوداي سواد آموختيم... از پدر گر قالب تن يافتيم * از معلم جان روشن يافتيم... يک پدر بخشنده آب و گل است * يک پدر روشنگر جان و دل است... ليک اگر پرسي کدامين برترين * آنکه دين آموزد و علم يقين (شهريار)
و شما بهترين لحظات زندگي را براي من ايجاد کرديد... اگر اينجا بوديد، اولين کاري که ميکردم اين بود که دستتان را ميبوسيدم و به خاطرهمه محبتهايتان تشکر ميکردم...
دستان مهربانتان وجود مرا گرم ميکند. صداي گرمتان به من آرامش ميبخشد و وجود سرشار از عشق و پاکي شما براي من يک پشتيبان هست...
ميبوسم آن دستان گرم و مهربانت را...
http://poorangzahra.persianblog.ir
1. این بستگی دارد به ...... یعنی: جواب سوال شما را نمی دانم!
2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسی فهمیده شد. یعنی: این موضوع را بطور تصادفی فهمیدم!
3. نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است. یعنی: دستگاه كار می كند و این برای ما تعجب انگیز است!
4. كاملا انجام شده یعنی: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ریزی شده !
5. ما تصحیحاتی روی سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنی: تمام طراحی ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ایم!
6. پروژه بدلیل بعضی مشكلات دیده نشده، كمی از برنامه ریزی عقب است. یعنی: تاكنون روی پروژه دیگری كار می كردیم!
7. ما پیشگویی می كنیم..... یعنی: 90 درصد احتمال خطا می رود!
8. این موضوع در مدارك علمی تعریف نشده. یعنی: تاكنون كسی از اعضا تیم پروژه به این موضوع فكر نكرده است!
9. پروژه طوری طراحی شده كه كاملا سیستم بدون نقص كار می كند. یعنی: هرگونه مشكلات بعدی ناشی از عملكرد غلط اپراتورها ست!
10. تمام انتخاب اولیه به كنار گذاشته شد. یعنی: تنها فردی كه این موضوع را می فهمید از تیم خارج شده است!
11. كل كوشش ما برای اینست كه مشتری راضی شود. یعنی: ما آنقدر از زمان بندی عقبیم كه هر چه كه به مشتری بدهیم راضی می شود!
12. تحویل پروژه برای فصل آخر سال اینده پیش بینی شده است. یعنی: كه تا آن زمان ما می توانیم مقصر تاخیر در اجرای پروژه را كسی از میان تیم كارفرما پیدا كنیم!
13. روی چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستیم. یعنی: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه كنیم!
14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع می رسیم. یعنی: فراموشش كنید، الان به اندازه كافی مشكل داریم!
15. حالا ما آماده ایم صحبتهای شما را بشنویم. یعنی: شما هر چه می خواهید صحبت كنید كه البته تاثیری در كاری كه ما انجام خواهیم داد ندارد!
16. بعلت اهمیت تئوری و عملی این موضوع...... یعنی: بعلت علاقه من به این موضوع!
17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنی: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتی كه شما باید بعد از مطالعه به آن برسید، نبوده اند!
18. بقیه نتایج در گزارش بعدی ارائه می شود. یعنی: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!
19. ثابت شده كه .... یعنی: من فكر می كنم كه .....!
20. این صحبت شما تا اندازه ای صحیح است. یعنی:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!
21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم كرد. یعنی: ازجزئیات كار اصلا اطلاع ندارید!
با سلام و عرض احترام به اطلاع كليه دانشجويان محترم مي رساند امتحان ميان
ترم درس
تحقيق در عمليات2
جناب آقاي دكتر كوچك زاده به مورخه 88/2/5 (شنبه)برگزار خواهد گرديد
خواهشمند است ساير عزيزان را نيز مطلع گردانيد .
باتشكر
و من الله التوفيق
«بزرگترين كارها» با «كوچكترين گامها» آغاز ميشوند. (امام علي عليهالسلام)
آدمي ساخته افكار خويش است، فردا هماني ميشود كه امروز ميانديشيده است. (بيكن، فرانسيس)
هيچ كس موفق نميشود و موفق باقي نميماند مگر آنكه از فرصتهاي همكاريهاي دوستانه بهرهبرداي نمايد. (ناپلئون بناپارت)
تمركز اولين شرط رسيدن به موفقيت است. تمركز يعني هدايت تمام نيروها به يك نقطه، سپس به شكل مستقيم به طرف آن نقطه برويد و به اطراف منحرف نشويد. (ماتيوس، ويليام)
اغلب مردم به اين دليل هرگز به اهدافشان نميرسند كه اهداف خود را تعريف نميكنند، آنها را نميآموزند،يا حتي آنها را به عنوان موارد باوركردني يا قابل دسترس، جدي نميگيرند. (ويتلي، دنيس)
وقتي صبح از خواب بيدار ميشويم، دو انتخاب ساده داريم، بخوابيم و رويا ببينيم يا اينكه بلند شويم و به دنبال آن روياها باشيم.
اگر بدانيم كجا هستيم، به كجا ميرويم، چگونه و با چه وسيلهاي ميرويم، يكي از مشكلات خود و اجتماع را برطرف كردهايم. (لوكي استيونسن)
تنها گنجي كه جستجو كردن آن بر محنتش ميارزد، هدف است. (لوكي استيونسن)
اگر همواره مانند گذشته بينديشيد، هميشه همان چيزهايي را به دست ميآوريد كه تا به حال كسب كردهايد. (فاينمن)
آنكه ميخواهد روزي پريدن آموزد، نخست ميبايد ايستان، راه رفتن، دويدن و بالا رفتن بياموزد، پرواز را با پرواز آغاز نميكنند. (نيچه)
ما هميشه وقت كافي داريم به شرط آنكه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم. (گوته)
يه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!"
کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.
دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.
چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.
در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد .
داخل کیف 57سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند."
این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند.
وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد.
او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد ...
یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.
در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.
وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید.
همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.
در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با57 سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم می خورد.
این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با 57 سنت انجام دهد.
2- موفقیت های حاصل از مراقبت وضعیت ماشین آلات عمرانی از طریق آنالیز روغن
3- روش جایگزینی بهینه دو متغیره سیستم های قابل تعمیر
4- معرفی و کاربرد آنالیز حرارتی در عیب یابی واگنهای مولد برق قطارهای مسافری
5- معرفی ضریب اثر بخشی کلی نیروی کار نت (OEC) و کاربرد آن در مدیریت نت

" پس به پیامبر پاکیزه و پاک خود اقتدا کن ، زیرا آن حضرت سزاوار پیروی کردن است برای کسی که پیروی کند و صبر و شکیبائی او برای کسی که شکیبا باشد ، سرمشق است . و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که پیرو پیغمبر خود بوده و بدنبال نشانه او برود.
لقمه دنیا را به اطراف دندان می خورد . ( بدین معنا که در دنیا زیادتر از آنچه را که ناچار به استفاده از آن بود فرا نمی گرفت. ) و به دنیا به گوشه چشم نمی نگریست . ( هیچ گونه به دنیا دل نمی بست ) . . .
دنیا به او پیشنهاد شد ، از قبول آن امتناع نمود . و ـ چون ـ دانست خدا چیزی را دشمن می دارد ، آنرا دشمن داشت و چیزی را که خوار شمرده، آنرا خوار انگاشت و چیزی را که کوچک شمرده ، آنرا کوچک داشت ...
پیغمبر صلی الله علیه و آله ، بر روی زمین طعام می خورد و می نشست مانند نشستن بنده ( عبد ) و بدست خود پای افزار خود را پینه می بست و جامه خود را خود وصله می نمود . ..
در شناخت حلم امام رضا عليه السلام، شفاعت وى در نزد مامون در حق جلودى كافى است. جلودى كسى بود كه به امر هارون الرشيد به مدينه رهسپار شد تا لباس زنان آل ابوطالب را بگيرد و بر تن هيچ يك از آنان جز يك جامه نگذارد. وى همچنين بر بيعت مردم با امام رضا عليه السلام انتقاد كرد. پس مامون او را به حبس افكند و بعد از آن كه پيش از وى دو تن را كشته بود او را خواست. امام رضا عليهالسلام به مامون گفت: اى اميرمؤمنان! اين پيرمرد را به من ببخش! جلودى گمان برد كه آن حضرت مىخواهد از وى انتقام گيرد. پس مامون را سوگند داد كه سخن امام رضا عليه السلام را نپذيرد مامون هم گفت: به خدا شفاعت او را درباره تو نمىپذيرم و دستور داد گردنش را بزنند.
در بخش صفات و اخلاق آن حضرت از قول ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت: چون امام رضا عليهالسلام تنها بود و براى او غذا مىآوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفرهاش مىنشاند و با آنها غذا مىخورد. همچنين از ياسر خادم نقل شده است كه گفت: چون آن حضرت تنها مىشد همه خادمان خود را جمع مىكرد، از بزرگ و كوچك، و با آنان سخن مىگفت. او به آنان انس مىگرفت و آنان نيز با حضرت انس ميگرفتند.
كلينى در كافى به سند خود از مردى بلخى روايت مىكند كه گفت: با امام رضا عليه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سيه چرده خود را نيز بر سفره خود نشاند يكى از يارانش به او عرض كرد: اى كاش غذاى اينان را جدا مىكردى. فرمود: پروردگار تبارك و تعالى يكى است و مادر و پدر هم يكى. و پاداشها بسته به اعمال و كردارهاست.
در بخش صفات آن حضرت از ابراهيم بن عباس نقل شده كه گفت: امام رضا عليه السلام با سخن هرگز به هيچ كس جفا نكرد و كلام كسى را قطع نکرد تا زماني که شخص سخن گفتنش به اتمام ميرسيد. و حاجتى را كه مىتوانست برآورده سازد؛ رد نمىكرد. پاهايش را دراز نمىكرد و هرگز رو به روى كسى كه نشسته بود، تكيه نمىداد و هيچ كس از غلامان و خادمان خود را دشنام نمىداد. هرگز آب دهان بر زمين نمىافكند و در خندهاش قهقهه نمىزد بلكه تبسم مىنمود.
كلينى در كافى به سند خود نقل كرده است كه مهمانى براى امام رضا عليه السلام رسيد. امام شب در كنار مهمان نشسته بود و با وى سخن مىگفت كه ناگهان وضع چراغ تغيير كرد. مرد مهمان دستش را دراز كرد تا چراغ را درست كند ولى امام او را از اين كار بازداشت و خود به درست كردن چراغ پرداخت. سپس فرمود: ما قومى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمىگيريم. همچنين در كافى به سند خود از ياسر و نادر خادمان امام رضا عليه السلام نقل شده است گفتند: ابوالحسن صلوات الله عليه، به ما فرمود: اگر من بالاى سرتان بودم و شما خواستيد از جا برخيزيد، در حالى كه غذا مىخوريد برنخيزيد تا از خوردن دست بكشيد و بسيار اتفاق مىافتاد كه امام بعضى از ما را صدا مىزد و چون به ايشان گفته مىشد آنان در حال خوردن هستند، مىفرمود: بگذاريدشان تا از خوردن دست بكشند.

هم اکنون می توانید با کلیک بر روی لینک زیر کتاب را دریافت کنید.
در ضمن هم اکنون با مراجعه به سایت مهندسی صنایع ایران به نشانی
نیز کتاب فوق را دریافت کنید.
اقرا باسم ربك الذى خلق،
خلق الانسان من علق،
اقرا و ربك الاكرم،
الذى علم بالقلم،
علم الانسان ما لم يعلم.
مبعث پیام آور وحی ، پیامبر نور ورحمت بر مسلمانان جهان مبارک باد
ستاره ای بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
ببوی او دل بيمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرين و چشم نرگس شد
بصدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که مير مجلس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی يار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عارفان پيمود
که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد
چو زر عزيز وجودست شعر من آری
قبول دولتيان کيميای اين مس شد
خيال آب خضر بست و جام کيخسرو
بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
زراه ميکده ياران عنان بگردانيد
چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

مهندسی صنایع عبارت است از اصول و تکنیکهایی که به منظور بهبود و طراحی و نصب سیستمهای شامل انسان و موادو انرژی و تجهیزات برای فراهم آوردن امکان تولید کالا ها و ارائه خدمات به شکل کارا و مطلوب به کار می روند.
برای بررسی و ارزیابی این سیستم ها دانش و مهارت های علوم ریاضی فیزیک و اجتماعی به همراه متون و تکنیک های طراحی مهندسی مورد نیاز است . بر خلاف سایر مهندسی ها که به ماهیت فنی فرآیند ها می پردازند یک مهندس صنایع می کوشد با دید کلی و سیستماتیک و با دانش بسیار موثری که در پیشبرد هدف های سازمان دارد به مسائلی همچون بهره وری در مدیریت منابع انسانی روشها و تکنولوژی بپردازد .
در واقع مهندسی صنایع تنها مهندسی است که به عامل انسانی به عنوان یکی از مولفه های اصلی یک سیستم می نگرد . در نتیجه مهندسان صنایع برای امور برنامه ریزی و کنترل و بهبود فعالیت موسسات به خدمت گرفته می شوند .با توجه به اطلاعاتی که یک مهندس صنایع دارد بستر لازم را برای تعامل تخصصهای مختلف و کار گروهی به بهترین وجه ممکن ایجاد نموده و در نتیجه با عملکرد ویژه خود سعی در ارتقا و بهبود مستمر ( کایزن ) سیستم می نماید که این باعث سهولت کارها راحتی کارکنان کاهش هزینه ها ارتقا کیفیت و جلب رضایت مشتریان می شود .
علي عليه السلام سمبْل توليد و كار
- تو ميداني اميرالمؤمنين از چه جهت ما را به خانه اش دعوت كرده است؟
- من، چيزي نمي دانم. فقط چشمانم به آن كيسه بزرگ پر از پولي است كه پاي غلام علي با آن برخورد كرد.
- آيا مي داني علي اينهمه پول را از كجا آورده است؟
- چرا از خودش نمي پرسي؟
- يا علي! اين پولهاي زياد كجا بوده است؟
- اين پولها از آن كسي است كه مال ندارد.
- منظور علي از اين جمله چه بود؟
قسمت سوم:آقای سید حمید میرمحمدی
دروس ارائه شده در این ترم: اقتصاد مهندسی
لیسانس: مهندسی صنایع ازدانشگاه صنعتی شریف( رتبه ۲۰۲ آزمون سراسری)
فوق لیسانس: مهندسی صنایع- گرایش تولید صنعتی از دانشکده فنی دانشگاه تهران (رتبه ۱۶ آزمون کارشناسی ارشد)
دانشجوی دکترای مهندسی صنایع - دانشگاه صنعتی شریف (رتبه ۲ آزمون دکترای دانشگاه شریف)
ارائه مقاله در چهارمین کنفرانس ملی مدیریت کیفیت
دارای مدرک ممیزی ISO 9000/2000 ازسازمان ملی استاندارد ایران
| |||||
|
میلاد با سعادت پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی(ص) و رییس مذهب تشیع حضرت اما جعفر صادق بر تمامی مسلمانان مبارک باد. | |||||
|
"امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء" در این روزهای عزیز بیماران مخصوصا یکی از دوستانمون در گروه صنایع رو که اکنون در بستر بیماریه از دعای خیر خودتون محروم نکنید. "اللهم اشف کل مریض" |

پیامبر فرمود: هر كس قدمى به سوى يكى از مساجد خداوند بردارد، براى هر قدم، ثواب ده حسنه مىباشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزشهايش پاك مىشود، همچنين در پيشگاه خداوند ده درجه ترفيع مىيابد.
پنج صفت است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باشيد:
1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى؛
2ـ كسى كه در سرشتـش كرم نيابـى؛
3ـ كسـى كه در آفرينشـش استـوارى نبينى؛
4ـ كسى كه در نفسش نجابت نيابى؛
5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد .
رحلت جانسوز پیامبر عظیم الشان اسلام ، حضرت محمد مصطفی(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و حضرت علی ابن موسی الرضا را بر شما پیروان راستین آن بزرگواران تسلیت می گوییم.
۳۹۹
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!
از:هوپا
عید سعید غدیر خم بر عموم مسلمانان جهان به ویژه شما دانشجویان محترم ، گرامی مبارک باد.

اعمال شب و روز عید غدیر



در نيايش عرفه ي امروز فرج يگانه منجي عالم را مي خواهيم و در عيد فردا شفاعت حسين را مي خواهيم.

خوشا آنكس كه امشب در كنـار كعبــــه جا دارد
به سر شور و به دل نور و به لب ذكر خدا دارد
همه رو به مني و مشعر، يك زان ميان تنـــــها
ره صحرا گرفتـــــه، كيست اين عزم كجــا دارد
امير كاروان ، فرزند زهـــــــرا با جوانان است
بــــــــراي خــــــون خود عزم ديـــار كربلا دارد
حسين بن علي حجي رود يـارا، كه در اين حج
چهـــــل منزل سر بر نيزه ها سعي و صفا دارد
همه حجــــاج موي سر دهند و حـــج او را بين
كه مويي شسته از خون و سر از تن جدا دارد
چو حاجي مي شود محرم بپوشد حله اي بر تن
عزيز فاطــــــمه بر تن لبـــاس از بوريــــا دارد





خدایا دلبری دارم نشانش را نشانم ده
نشانی از حریم دلبر ابرو کمانم ده

همه باهم روز جمعه پای صندوق های رای
![]() |
روز دانشجو بر تمامی دانشجویان حق طلب و عدالت خواه مبار ک باد.
این هم کلیپ معروف یار دبستانی با صدای جمشید جم و فریدون فروغی
سه یار دبستانی

دکتر شریعتی: «اگر اجباری كه به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش میزدم، همانجایی كه بیست و دو سال پیش، «آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیكسون» قربانی كردند! این سه یار دبستانی كه هنوز مدرسه را ترك نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - كوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و كارشان را تمام كردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر كه را میآید، بیاموزند، هركه را میرود، سفارش كنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» كه بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. كاشكی میتوانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاكستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم كه میوزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»

امیر بی قرینه کی میایی
سحر خیز مدینه کی میایی
عزیزم مادرت چشم انتظاره
شفای درد سینه کی میایی...

اي پرچمدار شيعه و رئيس مذهب جعفري،
اي بلند اختر! در شب هجران تو،
عالم دگرگون شده است. اي ششمين نور سرمدي،
تاريخ از كدام مصيبت تو شكوه كند،
آري تاريخ، شرمنده از حكايت غربت توست.
التماس دعا
شهادت امیر المومنین(ع)را بر تمامی جوانمردان عالم
و شیعیان راستین حضرتش تسلیت عرض مینماییم.
لعنت خدا بر آنانی که چشم دیدار علی را نداشتند و میگفتند:
این سخن ورد زبانها افتاد
دیدی آخر علی از پا افتاد

درشب قدر ما را از دعای خیرتان محروم نفرمایید.
نمیدانم از لحظه فراق علی با فرزندان بگویم و یا راحتی علی از دست مردمان کوته فکر متحجر . از غم علی از دست آنانی که اسلام را به نماز و روزه اش میدانند و یا از لحظه شادی علی که میخواهد زهرای مرضیه اش را دوباره ملاقات کند . ولی صحنه خانه کوچک و ساده ی رهبر حکومت اسلام برایم همیشه خاطره بود .
چه تلخ است دیدن اشکهای بانوی صبر زینب(س) چه غمبار است دیدن صحنه ای که حسن(ع)زانو بغل گرفته.چه دردی است بالاتر از این که حسین(ع)واقعه عاشورا را از زبان حضرت امیر (ع)بشنود....
اینها همه سخت است به قدری که هیچ قدری نمیتوان برای آن یافت ولی ولی ولی....
از همه لحظات اندوه بار تر آن است که حضرت امیر(ع)برای گفتن آخرین وصیت هایشان به حسن(ع)فرمودند:حسن جان بگو همه اولاد من از اتاق بیرون روند جز فرزندان فاطمه. در این لحظه بود که حضرت وفاداری و علقمه سر خود را پایین انداخت و یاد سخنان مادر بی مثالشان ام البنین افتاد.(عباسم یادت باشد حسین و حسن و زینب و ام کلثوم مادرشان فاطمه است تو فرزند کنیز مادر آنهایی. پسرم همیشه به خاطر داشته باش حسین را مولا خطاب کنی نه برادر عباسم ....)
عباس سر را به زیر افکنده آرام پیش خود میگوید من که پسر زهرا(س)نیستم من هم باید از حجره بیرون روم . که نا گاه حضرت امیر فرمود :عباسم تو بمان همه حرفهایم با توست و .....
نتیجه کلام امیر این بود عباسم من کربلا نیستم تو باید حسینم را یاری کنی و اینگونه بود عباس همیشه برای خودش این شعر را میخواند:
قربانی حسین شدن یک وظیفه بود ****اصلا خدا برای همین آفریده ام
تصاویر و سخنانی در مورد حضرت امیر(ع) را در ادامه مطلب مشاهده فرمایید
التماس دعای مخصوص




میلاد با سعادت سبط نبی جگر گوشه زهرا وعلی دومین امام شیعیان سومین حق و چهارمین معصوم غریب مدینه امام حسن مجتبی ع برهمه محبین اهل بیت مبارک باد.
پيشواى دوم جهان تشيع كه نخستين ميوه پيوند فرخنده على (ع) با دختر گرامى پيامبر اسلام (ص) بود، در نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدينه ديده به جهان گشود.
حسن بن على (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بيشتر درك نكرد زيرا او تقريباً هفت سال بيش نداشت كه پيامبر اسلام بدرود زندگى گفت.پس از درگذشت پيامبر (ص) تقريبا سى سال در كنار پدرش امير مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت على (ع) (در سال 40 هجرى) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجرى با توطئه معاويه بر اثر مسموميت در سن 48 سالگى به درجه شهادت رسيد.
در آيين اسلام، ثروتمندان، مسئوليت سنگينى در برابر مستمندان و تهيدستان اجتماع به عهده دارند و به حكم پيوندهاى عميق معنوى و رشته هاى برادرى دينى كه در ميان مسلمانان بر قرار است، بايد همواره در تأمين نيازمنديهاى محرومان اجتماع كوشا باشند. پيامبر اسلام (ص) و پيشوايان دينى ما، نه تنها سفارشهاى مؤكدى در اين زمينه نموده اند، بلكه هر كدام در عصر خود، نمونه برجسته اى از انساندوستى و ضعيف نوازى به شمار مي رفتند.
پيشواى دوم، نه تنها از نظر علم، تقوى، زهد و عبادت، مقامى برگزيده و ممتاز داشت، بلكه از لحاظ بذل و بخشش و دستگيرى از بيچارگان و درماندگان نيز در عصر خود زبانزد خاص و عام بود. وجود گرامى آن حضرت آرام بخش دلهاى دردمند، پناهگاه مستمندان و تهيدستان، و نقطه اميد درماندگان بود. هيچ فقيرى از در خانه آن حضرت دست خالى برنمى گشت. هيچ آزرده دلى شرح پريشانى خود را نزد آن بزرگوار بازگو نمي كرد، جز آنكه مرهمى بر دل آزرده او نهاده مي شد. گاه پيش از آنكه مستمندى اظهار احتياج كند و عرق شرم بريزد، احتياج او را برطرف مي ساخت و اجازه نمي داد رنج و مذلت سؤال را بر خود هموار سازد!




تقدیم به تمام مهندسان خوشفکر صنایع جدیدالورود
مهندسي، شامل كاربرد روشهاي تجزيه و تحليل اصول فيزيكي براي تبديل موادخام و ساير منابع به فرمي كه رضايت و احتياجات آدمي را تامين كند، ميباشد.
با پيشرفت علم و تكنولوژي و تعامل اين دو با هم، تخصصها و گرايشهاي مختلف مهندسي بوجود آمدهاند. در اين ارتباط مهندسي صنايع رشته نسبتاً جديد است كه ضمن برخورداري از مفهوم كلي مهندسي، حوزههاي كاري فراتري را در مقايسه با ساير رشتهها مورد توجه قرار ميدهد. نوشته حاضر سعي دارد مطالبي را جهت آشنايي با مهندسي صنايع در قالب سر فصلهاي ذيل ارائه نمايد.
مهندسي صنايع چيست؟

ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین (ع)! ای جوان رعنا و رشید حسین (ع) ای علی (ع) را یادگار! ای علی اکبر! گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی، لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی. تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.
احمد مرسل آن چراع جهان
احمد مرسل آن چراع جهان
رحمت عالم آشكار و نهان
آمد از رب سوي زمين عرب
چشمه زندگاني اندر لب
هم عرب هم عجم مسخّر او
لقمه خواهان رحمت در او
در جهاني فكنده آوازه
با خود آورده سنّتي تازه
دين بدو يافت زينت و رونق
زانكه زو يافت خلق راه به حق
سخن او برد تو را به بهشت
ادب او رهاندت ز كنشت
دل پر درد را كه نيرو نيست
هيچ تيماردار چون او نيست
بر تو از نفس تو رحيمتر است
در شفاعت از آن كريمتر است
از كرم، نزهوا و نزهوسي
مهربانتر ز تست بر تو بسي
گر تو خواهي كه گردي او را يار
از حرام و سفاح1 دست بدار
در حريم وي اي سلامت جوي
شرمدار از حرام و دست بشوي
اي فرو مانده زاروار و خجل
در حجيم تن و جهنم دل
گر تو را ديده هست و بينايي
چون ز دوزخ سبك برون نايي؟
پاك شو، پاك، رستي از دوزخ
كو رهاند ترا از آن برزخ
خاك او باش و پادشاهي كن
آن او باش و هر چه خواهي كن
تا به حشر اي دل ار ثنا گفتي
همه گفتي چو مصطفي گفتي
شمع بود آن هماي فرخنده
از درون سوز و از برون خنده
گنج همسايه بد دل پاكش
رنج سايه نبود بر خاكش
این هم تصویرچهره پیامبر اعظم(ص) که در جوانی آن حضرت که در سفر به شام توسط یک راهب ترسیم شده است:
این هم آلبوم المعلم سامی یوسف که در مورد پیامبر هست.و از توی تبیان کپی کردم.
|
الله الله الله |
|||
|
المعلم |
|||
|
تفكر |
|||
|
خالق |
|||
|
غار حرا |
|||
|
معشوق كيست؟ |
|||
|
مناجات |
|||
|
يا ايها الناس |
|||
|
يا مصطفي |
هر چه میخواهید از امام رضا بخواهید
چون خدا به ایشون پسر داده آن هم
آقازاده ای چون حضرت جواد(ع)
|
|