|
مهندسي صنايع دانشگاه قم
|
||
طلوع دانش
طلیعه رحمت
طلعت ایثار
جشن آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها
مکان:
تالار شیخ مفید دانشگاه قم
زمان:
شنبه ـــ اول مهر ۱۳۸۵
ساعت ۱۲-۹
تقدیم به تمام مهندسان خوشفکر صنایع جدیدالورود
مهندسي، شامل كاربرد روشهاي تجزيه و تحليل اصول فيزيكي براي تبديل موادخام و ساير منابع به فرمي كه رضايت و احتياجات آدمي را تامين كند، ميباشد.
با پيشرفت علم و تكنولوژي و تعامل اين دو با هم، تخصصها و گرايشهاي مختلف مهندسي بوجود آمدهاند. در اين ارتباط مهندسي صنايع رشته نسبتاً جديد است كه ضمن برخورداري از مفهوم كلي مهندسي، حوزههاي كاري فراتري را در مقايسه با ساير رشتهها مورد توجه قرار ميدهد. نوشته حاضر سعي دارد مطالبي را جهت آشنايي با مهندسي صنايع در قالب سر فصلهاي ذيل ارائه نمايد.
مهندسي صنايع چيست؟
-وقتي من كاري را انجام ندهم، من تنبل هستم. وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد، او مشغول است.
-وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم. وقتي رئيسم اين كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است.
-وقتي من سعي در جلب رضايت رئيسم داشته باشم، من چاپلوسم. وقتي رئيسم، رئيسش را راضي نگاه دارد، او همكاري ميكند.
-وقتي من اشتباهي كنم، من نادان هستم. وقتي رئيسم اشتباه كند، او مانند ديگران يك انسان است.
-وقتي من در محل كارم نباشم، من يك جايي خارج از محل كار در حال گشتزدن هستم. وقتي رئيسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.
-وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم، من هميشه مريض هستم. وقتي رئيسم در مرخصي استعلاجي باشد، او حتماً خيلي بيمار است.
-وقتي من مرخصي بخواهم، بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم. وقتي رئيسم به مرخصي برود، بايد ميرفت چون خيلي كار كرده است.
-وقتي من كار خوبي انجام ميدهم، رئيسم هرگز به خاطر نميآورد. وقتي من كار اشتباهي انجام دهم، رئيسم هرگز فراموش نميكند.

آخرشب سرد ما سحر مي گردد
آشوب جهان فتنه سر مي گردد
چشمان زمين ز عشق تر مي گردد
مهدي به ميان شيعه بر مي گردد
تفسير بلند ذوالفقار است اين مرد
انگار بهار در بهار است اين مرد
با تيغ حسين در نيام آمده است
انگار علي به انتقام آمده است
اي سيد سبز پوش من يا مولا
اي مرد علم به دوش من يا مولا
تاريخچه دانش TRIZ به چه زماني باز ميگردد ؟
شالودههاي دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنريچ آلتشولر بر اساس نتايج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پايهگذاري شد .
آلتشولر كه به پدر TRIZ شهره است در سال 1926 در روسيه متولد گرديد ؛ وي كه از همان دوران نوجواني نسبت به ابداعات و اختراعات كنجكاوي و علاقه خاصي داشت و اولين اختراع خود را در سن چهارده سالگي انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به كار شد .
كار او كمك به مخترعين براي ثبت اختراعاتشان بود ؛ او در حين كار ، گاهي به حل مسائل فني آنان كمك ميكرد . در اين دوران بود كه او دريافت حل مسائل فني كه منجر به اختراع و نوآوري ميشود به اصول و روشهايي فراتر از تكنيكهاي خلاقيت شناختهشده تا آن هنگام نياز دارد . آلتشولر در طي مطالعات خود به اين نتيجه مهم رسيد كه يك نظريه اختراع بايستي داراي چند ويژگي اصلي از جمله موارد زير باشد :
1- شامل يك فرايند گامبهگام و نظاميافته باشد .
2- بتواند از ميان گسترهاي از راهحلها ، مستقيما به بهترين راهحل (راهحل ايدهآل يا كمال) منجر گردد .
3- داراي ويژگي تكرارپذيري باشد .
4- بتواند ساختاري براي دانش ابداع ارائه نمايد .
آلتشولر بيش از بيستهزار اختراع ثبت شده (Patent) را مورد بررسي قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسالههاي ابداعي (يعني مسالههايي كه راهحل آنها مشخص نيست و بايستي آن را با روشهاي خلاق و ابداعي كشف نمود .) چگونه حل شدهاند .
از بين اين تعداد آلتشولر چهارهزار اختراع مهم و برجسته و به عبارتي راهحلهاي خلاق و ابداعي اصلي را مورد مطالعه عميقتر قرار داد . براساس نتايج حاصل از اين نوع مطالعات خلاقيتشناسي تحليلي ، آلتشولر به كشفيات بسيار مهمي دست يافت و اصول ، مفاهيم و روش هاي TRIZ را به عنوان يك علم نوين و بسيار باارزش به جهان ارائه نمود .
البته اين خلاقيت و نوآوري فوقالعاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسيار از كشفيات و اختراعات كوچك و بزرگ تاريخ در ابتدا درك نشده و با انواع مخالفتها ، مقاومتها و بيمهريهاي تاسفبرانگيز (آنچه كه در خلاقيتشناسي تحت عنوان اينرسي خلاقيت و نوآوري ناميده ميشود .) مواجه شد و آلتشولر همانند بسياري از دانشمندان و مخترعين سختيها و مرارتهاي بسيار زيادي را متحمل گرديد كه مطالعه آن حاكي از اراده والا و تلاش و پشتكار شگفتانگيز آنان است .
به دليل بيتوجهيها و مخالفتها در آن زمان ، TRIZ نتوانست به خوبي در روسيه ايفاي نقش نمايد اما پس از پايان جنگ جهاني دوم و گسترش ارتباطات ، كشورهاي اروپايي ، آمريكا ، ژاپن و ديگر كشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پي بردن به اهميت فوقالعاده زياد آن بلافاصله آن را جذب كرده و ضمن بكارگيري ، در صدد رشد و توسعه آن برآمدند .
چنانكه در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان يك دانش تخصصي تحقيقات وسيعي به عمل ميآيد و اصول و مفاهيم آن توسط بسياري از دانشمندان ، پژوهشگران ، مديران ، مهندسان و كارشناسان رشتههاي مختلف علمي در جهت حل مسائل و ايجاد نوآوريها به كار گرفته ميشود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تكامل است .
بزرگترين خلاقيت و نوآوري آلتشولر به عنوان يك دانشمند علوم و مهندسي ، يك دانشمند خلاقيتشناس و نيز به عنوان يك مخترع ، خلاقيت و نوآوري او درباره خود موضوع خلاقيت و نوآوري بود .
آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پايهگذار دانش TRIZ ، با تلاش و پشتكار بسيار زياد به مدت پنجاهودو سال در راستاي رشد و توسعه آن كوشيد و يكي از اصليترين و موثرترين بنيانگذاران علم خلاقيتشناسي و از بزرگترين دانشمندان قرن بيستم محسوب ميشود . (آلتشولر در سال 1998 در آمريكا از دنيا رفت) نقش و اهميت نظريه TRIZ شاهكار علمي آلتشولر به قدريست كه از جنبهاي ميتواند در رديف نظريههاي علمي بزرگي مانند نظريه كوانتومي و نظريه نسبيت قرار گيرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگي مانند پلانك ، انيشتين ، شرودينگر ، پياژه و پائولينگ همسنگ نمايد .
در گام آتي از اجزاي اصلي دانش TRIZ خواهيم گفت .
قواعد كلي در سازمانهاي يادگيرنده كدامند ؟
به طور كلي در سازمانهاي يادگيرنده پنج قاعده يا فرمان وجود دارد كه جريان تفكر سيستمي از قواعد مهم در اين سازمانهاست . اين پنج قاعده عبارتند از :
1- الگوهاي ذهني
2- آرمان مشترك
3- يادگيري تيمي
4- قابليت فردي
5- تفكر سيستمي
براي ايجاد تفكر سيستمي در سازمان ، اولين گام جريان جزئينگري و توجه به اجزاء است . دوم ، ريشهيابي مرزهاي سيستم است (مرزبندي ميان تمام بخشها). در تفكر سيستمي ، ريشهها به خوبي بررسي شده و به كمك الگوهاي پويا ، تمامي علتها و معلولها مورد مطالعه قرار ميگيرد .
يكي از زيرمجموعههاي تفكر سيستمي ، مرزبندي ميان بخشهاي يك سيستم است كه هويت سيستم در اين مرزبندي مشخص شده و ارتباط ميان سيستم و محيط در آن صورت ميگيرد . تمامي دادهها و ستادهها از مرز سيستم عبور ميكنند و ريشه مشكلات معمولا درون مرز سيستم جاي دارند .
زيرمجموعه ديگر ، كلگرايي است . سيستم ، كلي است متشكل از مجموعه دو يا تعداد بيشتري از اجزاء كه رفتار هر جزء بر رفتار كل اثر ميگذارد و وجودش بستگي به تعامل اجزاء با يكديگر دارد .
آنچه كه در بحث ريشهيابي به عنوان زيرمجموعه مهم تفكر سيستمي سازمان مطرح است ، شناسايي ريشه مشكلات براساس تعامل اجزاي سيستم با يكديگر است . اين شناسايي ممكن است بر اساس پويايي سيستم ، اجتناب از تمركز به وقايع و يافتن اهرم مناسب براي رفع مشكلات باشد .
رفتار بسيار مشهود و قابل توجه در سازمانهاي يادگيرنده اين است كه آنها با توجه به الگوهاي ذهني تكامل يافته ، همواره براي كل مسائل و مشكلات خود به سه عامل تأمل ، پرسش و تدافع توجه خاص دارند . اين در حالي است كه سازمانهاي ما بيشتر به تدافع ميپردازند تا تأمل و پرسش . بهرهوري محور اصلي سازمانهاي يادگيرنده ميباشد .
براي اينكه شركتها زنده بمانند و در دنياي رقابت حضوري فعال داشته باشند ، بايد مرتب در بالا بردن اطلاعات ، دانش و توانايي خودشان كوشش كنند و بر آموزش كاركنان ارزش قائل شوند . امروزه يادگيري از تمام دورههاي گذشته ، اهميت بيشتري پيدا كرده است . امروز بايد فكر كردن و ايده دادن ، كل سازمان را شامل شود . اين ديگر صحيح نيست كه در بالاي سازمان فكر كنند و ايده دهند و در سطوح پايين عمل كنند . بلكه فكر كردن و عمل كردن مربوط به كليه كاركنان در سطوح مختلف سازمان است .
رهبران سازمانهاي يادگيرنده ، مسئوليت ايجاد امكانات و شرايط يادگيري را در سازمان دارند ؛ كاركنان بايد به طور مستمر در يادگيري و بالا بردن دانش خود دخالت داشته باشند .
مديريتهاي سنتي ديگر جوابگوي سازمانها با توجه به تحولات شرايط محيطي نيستند ، بلكه سازمانها بايد روي نوآوري و خلاقيت تاكيد داشته باشند .
نكته مهم در سازمانهاي يادگيرنده ، نوع و نقش رهبري است . رهبران اين سازمانها تفكر سيستمي دارند ، كمتر روي موضوعات روزمره تاكيد دارند و بيشتر روي روندها و عواملي كه موجب تغييرات و تحولات ميشوند ، تاكيد ميكنند .
در بلند مدت ، عملكرد عالي بستگي به آموختن عالي دارد . رهبران سازمانهاي يادگيرنده مسئول بهبود مستمر بوده و شرايط را براي بالا بردن تواناييهاي كاركنان فراهم ميسازند . رهبران سازمانهاي يادگيرنده ضمن اين كه از نظراتشان با استدلال حمايت ميكنند ، از كاركنان سازمان نيز ميخواهند آنها هم در ارائه نظرات مشاركت نمايند و آنها را تشويق ميكنند كه اگر ايده ، نظر و يا اطلاعات متمايزي داشته باشند ، ارائه نمايند و كوشش ميكنند نظرات ديگران را بفهمند ، به جاي اينكه فقط روي نظرات خودشان تاكيد داشته باشند . سازمانهاي يادگيرنده كاركنانشان را تشويق ميكنند كه مهارتهاي فردي ، گروهي و كيفيت كار خود را بهبود دهند . آنها از تجربيات خودشان و ديگران كه ممكن است مفيد يا منفي باشد ، استفاده ميكنند . افراد با مهارتها و ارزشهاي كارشان مورد تحسين واقع ميشوند و تمام عقايد و پيشنهادها قابل توجه و احترام است .
در دنياي گسترده اطلاعات امروز ، دانش جديد يك كالاي باارزش محسوب ميشود . پيتر دراكر از صاحبنظران بنام رشته مديريت ، ميگويد :
جوهر مديريت اين است كه بر پايه دانش كاربردي ، كار موثر ايجاد نمايد .
كاربرد دانش ، توانايي بكارگيري آن است . به عبارت ديگر مهارتها ، معلومات و رفتار براي انجام كار و اثبات تبحر به كار گرفته ميشوند و توانايي در به كارگيري آموختهها موجب افزايش تبحر ميشود ؛ لذا دانش جديد به تبحر سازماني به عنوان بخشي از سازمانهاي يادگيرنده نياز دارد كه روي مهارتها و تواناييها و نه فقط روي دانش و اطلاعات متمركز ميشوند
آدرس دهي مطلق
فرض كنيد ميخواهيم حقوق افراد يك اداره را حساب كنيم. حقوق با استفاده از فرمول زير حساب ميشود : حقوق پايه * 7% - حقوق پايه = حقوق حقوق پايه را در ستون B مينويسيم. براي محاسبه حقوق ميتوانيم در سلول C1 فرمول B1-B1*7% را بنويسيم و براي تمام افراد Auto fill كنيم. در اين حالت در حقيقت از آدرس دهي نسبي استفاده كرده ايم. ولي فرض كنيد كه درصد ماليات عوض شده و 10% شود. حالا بايد دوباره فرمول جديدي در سلول C1 نوشته و مجدد Auto fill كنيم. براي اينكه نخواهيم در هر بار عوض شدن درصد ماليات فرمول را عوض كنيم ميتوانيم درصد ماليات را در سلول جدا نوشته و از آدرس آن در فرمول استفاده كنيم. پس مثلاً در سلول A1 عدد 7% را مينويسيم و در سلول C1 فرمول B1-B1*A1 را مينويسيم حال Auto fill ميكنيم. ولي ميبينيم كه براي بقيه سلولها جواب همان حقوق پايه ميشود. چرا؟
چون با آدرس دهي نسبي ميخواهد عمل كند و چون در سلول C1 فرمول B1-B1*A1 بوده ، براي C2 فرمول B2-B2*A2 ميشود كه مقدار A2 صفر است. پس جواب همان مقدار حقوق پايه ميشود. براي رفع اين مشكل بايد سلول A1 ثابت شود. يعني در تمام فرمولها A1 در ستون حقوق پايه ضرب شود. در اين حالت از آدرس دهي مطلق استفاده ميكنيم. براي ثابت كردن سطر يا ستون در كنار حرف ستون يا عدد سطر علامت $ ميگذاريم. اگر بخواهيم سلول را ثابت كنيم در كنار حرف ستون و عدد سطر هر دو علامت $ ميگذاريم. يعني در سلول C1 مينويسيم : B1-B1*$A$1
قالب بندي خانه ها در Excel
در Excel اين توانايي را داريم که قالب بندي يا فرمت يک سلول را تغيير داده و فرمت آن سلول را مثلاً تاريخ يا درصد يا زمان يا متن يا .... کنيم. همچنين ميتوانيم دور سلول كادر بياندازيم يا رنگ زمينه آنرا عوض كنيم. براي قالب بندي خانه ها در Excel مراحل زير را طي ميکنيم :
روش اول :
1- انتخاب منوي Format
2- انتخاب گزينه Cells
روش دوم :
بر روي خانه هاي مورد نظرکليک راست کرده و گزينه Format Cells را انتخاب ميکنيم.
با اجراي يکي ازسه روش بالا پنجره اي باز ميشود که داراي Tab هاي زير است :
روش سوم :
فشردن کليدهاي ctrl +1
الف - Number :
توسط اين Tab ميتوانيم نوع اطلاعات ورودي را تعيين کنيم. اين Tab شامل گزينه هاي زير ميباشد :
- Sample : هر فرمتي را که انتخاب کنيم، بر روي محتواي سلول انتخابي نمايش ميدهد.
- Category : در اين قسمت نوع داده را مشخص ميکنيم که شامل انواع زير ميباشد :
1- General : اين گزينه عددها را به صورت رشته اي از رقمهاي متوالي و بدون هر گونه قالب بندي نشان ميدهد. و اگر عددي در سلول جا نشودآنرا به صورت نمايي نشان ميدهد.
2- Number : مقادير را بصورت رشته اي از رقمهاي متوالي نشان ميدهد. در اين حالت اگر عدد در سلول نگنجد سلول بزرگتر ميشود. همچنين در اين قسمت ميتوانيم تنظيمات زير را انجام دهيم :
- Decimal Places : در اين قسمت ميتوانيم تعداد ارقام بعد از اعشار را تعيين کنيم.
- Negative Number : در اين حالت ميتوانيم مشخص کنيم که عدد منفي به همان صورت نشان داده شود يا به رنگ قرمز يا سياه با علامت منفي نشان داده شود. يا به رنگ قرمز بدون علامت منفي نشان داده شود. ( توجه داشته باشيد كه اين گزينه فقط روي اعداد منفي عمل ميكند. )
- Use 1000 Separator : اگر در کنار بگذاريم اعداد را سه رقم ، سه رقم از سمت راست جدا کرده و علامت (، )اين گزينه ميگذارد.
3- Currency : مقادير را همراه با سمبل پول رايج نشان ميدهد. در اين حالت ميتوان تنظيمات زير را انجام داد :
- Symbol : نوع واحد پول را مشخص ميکنيد. در اين قسمت واحد پول کشورهاي مختلف نمايش داده شده و ميتوانيم واحد دلخواه خود را انتخاب کنيم.
- Negative Number : اعداد منفي چطور نمايش داده شوند.
4- Accounting : مانند حالت Currency است . اين قالب بندي ، قالب بندي حسابداري ميباشد و علامت پولي در منتهاالهيه سمت چپ آن نوشته ميشود.
5- Date : تاريخ را با قالب بندي خاص تاريخ نشان ميدهد. و ما ميتوانيم انواع قالب بندي هاي تاريخ را ديده و انتخاب کنيم. مثلاً مدلي را انتخاب کنيم که فقط روز و ماه را نشان دهد. و يا مدلي را انتخاب کنيم که روز را به عدد و ماه را به حروف نشان دهد.
6- Time : زمان را با قالب بندي هاي خاص زمان نشان ميدهد. انواع قالب زماني در اين قسمت وجود دارند. ما ميتوانيم مدلي را انتخاب کنيم که ساعت را از 1 تا 12 با برچسب صبح و بعد از ظهر نمايش دهد و يا مدلي را انتخاب کنيم که ساعت را از 1 تا 24 نمايش دهد. و يا ....
7- Percentage : عددها را همراه با علامت درصد نشان ميدهد.
نکته
در تمام قالب بندي ها بجز Percentage فرقي نميکند که ابتدا اطلاعات را در سلول وارد کنيم يا اول قالب بندي را تنظيم کنيم. ولي در حالت Percentage اگر ابتدا عدد را نوشته و سپس فرمت را Percentage کنيم ، عدد را در 100 ضرب ميکند. ولي اگر ابتدا فرمت را Percentage کنيم، و بعد عدد را بنويسيم، تغييري در عدد نميدهد.

میلاد حضرت صاحب الزمان(عج)
دلیل خلقت زمین و مکانِ
ستاره دل عاشقان
کلید رحمت بی منتهای زمان
لیلی تمام عاشقان صداقت بیان
مجنونش همه آزادگان و جوان مردان
روحی و نفسی و زوجتی و امی و ابی
همه فدای خلوص عابد زمان
مهدی صاحب الزمان(عج)
را به همه دوست دارن ظهور منجی عالم بشریت
مخصوصا شما دانشجویان محترم تبریک عرض مینماییم.
باشد که روزی به دیدار جمال علی گونه اش نایل شویم
و خاک قدومش را سرمه چشم هایمان کنیم .
دلای خورشیدی اهل ولا ماه مجلس اومد
دست حق نوشته رو برگ گلا گل نرگس اومد
همه گل بریزید عاشقونه دود کنید سپند دودنه دو.نه
روز میلاد صاحب زمان
دلم از منتظرای دل بره بیقراره یاره
اونی که وارث تیغ حیدره شاه تک سواره
صدای مژده صبا میاد ولی آخر خدا میاد
یه روز از این روزها آقا میاد
همگی دعا بخونیم تا زیر سایش بمونیم
عمری نشسته چشم به راه تو چشمهای سپیده
صبح جمعه که میشه دلم میگه موعدش رسیده
آرزومه عزیز عالمین یه روز جمعه بین الحرمین
با لوای لثارات حسین
برامون یا اشجع الناس بخونی نوای عباس
آنچه در اين شب و روز بايد انجام داد
شب نيمه شعبان، شب بسيار مباركى است. از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه از امام محمدباقر عليه السلام در مورد فضيلت شب نيمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از ليلة القدر افضل شبها است. در آن شب خداوند به بندگان فضل خود را عطا مىفرمايد و ايشان را به مَنّ و كَرَم خويش مىآمرزد. پس سعى و كوشش كنيد در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن شب، كه آن شبى است كه خدا قسم ياد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زماني كه مطلب گناهي را درخواست نکند؛ دست خالى برنگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پيغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله. پس كوشش كنيد در دعا و ثنا بر خداى تعالي و از جمله بركات اين شب مبارك آن است كه ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر امام زمان ارواحُنا لَهُ الفداء در سحر اين شب سنه دويست و پنجاه و پنج در سُرَّ مَنْ رَاى واقع شده و باعث مزيد شرافت اين لَيْله مباركه شده است .
براى اين شب چند عمل وارد شده است:
1- غسل است كه باعث تخفيف گناهان مىشود.
2- احياء اين شب به نماز و دعا و استغفار. و در روايت است كه هر كه اين شب را احيا دارد؛ نميرد دل او در روزى كه دلها بميرند.
3- زيارت امام حسين عليه السلام است كه افضل اعمال اين شب و باعث آمرزش گناهان است
حتما ادامه مطلب را ببینید
· بستر سازي و ايجاد زمينه هاي مناسب و رفع موانع جهت صادرات خدمات
· ايجاد زمينه هاي لازم جهت گسترش فعاليت هاي مشاورين سيستم هاي مديريت كيفيت در بخش خدمات
· گسترش اتحاديه هاي صنفي در شاخه هاي مختلف خدمات
· گسترش نشريه هاي تخصصي براي فعاليت هاي مختلف خدماتي
· بررسي و معرفي استانداردهاي فني بين المللي در مورد فعاليتهاي خدماتي ، از طريق اتحاديه هاي صنفي مربوطه
· تدوين استانداردهاي فني در سطح ملي براي فعاليت هاي خدماتي ، از طريق موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران و با همكاري اتحاديه هاي صنفي و افراد ذيصلاح
· گسترش فعاليت موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران در خصوص فعاليتهاي خدماتي
· استفاده از تكنيك هاي الگو سازي ( BENCHMARKING) توسط موسسات خدماتي براي ارتقاي سطح كيفي فعاليت هاي مربوطه
· ايجاد راهنماهاي مناسب براي استفاده موسسات خدماتي در راستاي ارتقاي سطح كيفي فعاليت هاي مربوطه از جمله در مورد تعريف جنبه هاي كيفي و نحوه اندازه گيري و كنترل كيفيت فعاليت ها در شاخه هاي مختلف خدمات .
· ايجاد الگوهاي مناسب در كشور براي ارائه خدمات با كيفيت توسط سازمانهاي ذيربط
· ايجاد مشوق ها و محدوديت ها ي مناسب در جهت ارائه خدمات با كيفيت توسط سازمانهاي ذيربط .
· ارتقاي سطح آگاهي عموم در مورد كيفيت خدمات ، از طريق آموزشهاي همگاني بصورت مستقيم و يا غير مستقيم و افزايش فعاليت هاي تبليغاتي در مورد خدمات .
· ايجاد الزامات قانوني مناسب در خصوص ارائه خدمات با كيفيت .
· رفع انحصارات دولتي در ارائه خدمات از طريق خصوصي سازي ، با در نظر گرفتن ملاحظات لازم .
· ايجاد زمينه هاي رقابت براي فعاليت هاي خدماتي .
· ايجاد الزام براي دريافت خدمات با كيفيت توسط سازمانها و ارگانهاي دولتي .
· ارائه خدمات با كيفيت از طرف موسسات وابسته به دولت در مواردي كه لازم است اين خدمات توسط دولت ارائه شود
· بررسي و تامين منابع مالي لازم براي توسعه كيفي خدمات از طرف دولت .
· ايجاد زمينه هاي لازم جهت گسترش فعاليت هاي مشاورين تخصصي در بخش خدمات ، از طريق ايجاد انگيزه براي گسترش موسسات ذيربط و تربيت افراد ذيصلاح و گسترش بازار آنها .
· توسعه موسسات مشاوره مديريت براي طراحي و بهبود سيستم ها و روشها خصوصاً در مورد فعاليت هاي خدماتي .
· ايجاد سازمان مناسب در موسسات خدماتي براي مديريت موثر فعاليت ها از طريق سازماندهي منطقي فعاليت ها .
· بهينه سازي و ساده نمودن روشها و فعاليتها از طريق مهندسي مجدد سازمان و با كمك كارشناسان و مشاورين ذيصلاح .
· افزايش سطح اتوماسيون در انجام فعاليتها جهت ارتقاي سرعت و ظرفيت و تربيت افراد مناسب در اين خصوص .
· حذف عوامل غير كيفي در رقابت مابين موسسات خدماتي از طريق مقتضي .
· معرفي موسسات خدماتي موفق توسط سازمان هاي ذيربط .
· آگاه نمودن تصميم گيران در خصوص منافع اقتصادي حاصل از ارائه خدمات با كيفيت از جمله امكان افزايش نسبي قيمت ها ، كاهش هزينه ها ، گسترش بازار و امكان صادرات
· ايجاد موسساتي كه بتوانند با استفاده از معيارهاي پذيرش مشخص ، خدمات را مورد مميزي قرار دهند .
· تلاش در جهت كمي كردن معيار هاي پذيرش خدمات از طرف سازمان هاي ذيصلاح و اتحاديه هاي صنفي .
· ايجاد و يا فعال تر نمودن اتحاديه هاي صنفي در بخش خدمات از سوي سازمانهاي ذيصلاح براي انجام فعاليت هاي كيفي و ايجاد زمينه هاي توسعه كيفيت خدمات در شاخه هاي مربوطه .
· جذب پرسنل كارآمد و مناسب توسط موسسات خدماتي و ارتقاي سطح دانش و مهارت آنان از طريق آموزشهاي مستمر .
· ايجاد انگيزه ودر مواردي ايجاد الزلم براي در اختيار داشتن پرسنل مناسب ( از جهت نوع و ميزان تحصيلات و تخصص ) در موسسات خدماتي از طرق مناسب و درجه بندي اينگونه موسسات .
· توجه به بخش خدمات بعنوان بخشي مولد و موثر در اقتصاد و ايجاد زمينه هاي لازم براي توسعه اين بخش .
· ايجاد زمينه هاي لازم براي توسعه ظرفيت در بخش خدمات در شاخه هاي مورد نياز .
· ايجاد سطوح مختلف كيفي با هزينه هاي مناسب براي سطوح مختلف مشتريان ، و در جهت پوشش دادن نياز مشتريان مختلف .
· ايجاد روشهاي مناسب توسط موسسات خدماتي براي نظر سنجي از مشتريان و استفاده از اين نظرات در بهبود كيفيت .
· مستند سازي سيستم كيفيت ، متناسب با نوع و نياز شاخه هاي مختلف خدمات با استفاده از كارشناسان و مشاوران ذيصلاح و جلوگيري از بوروكراسي زائد اداري .
مدلهاي گوناگون الگوبرداري (Benchmarking) كدامند ؟
مدلهاي مختلفي را ميتوان براي الگوبرداري درنظر گرفت ؛ دو مدل متمايزتر ، الگوبرداري برمبناي مقايسه چه چيزهايي و الگوبرداري برمبناي مقايسه چه كساني هستند . حال به توضيح هريك از موارد ذكر شده مي پردازيم :
الف - الگوبرداري برمبناي اينكه چه چيزهايي باهم مقايسه شوند :
اين مدل با عنوان چه چيزهايي با هم مقايسه شوند شامل انواع ذيل است :
1- مقايسه براساس عملكرد : در اين نوع از الگوبرداري ، سازمانها و صنايع معيارهاي عملكرد را با هم مقايسه ميكنند ؛ به عنوان مثال يك سازمان در زمينه معيارهاي مالي و يا معيارهاي عملياتي خود را با سازمان پيشرو مقايسه ميكند .
2- مقايسه براساس فرايندهاي كاري : در اين مدل روشها و فرايندهاي كاري سازمانها با يكديگر مقايسه ميشوند ؛ به عنوان مثال يك سازمان فرايندهاي لازم براي توليد يك محصول خاص را با فرايندهاي سازمان پيشرو مقايسه ميكند .
3- مقايسه راهبردي : در اين مدل استراتژي سازمانها با يكديگر مقايسه ميشوند ؛ به عنوان مثال استراتژي فروش سازمانها ، استراتژي خريد سازمانها ، استراتژي توليد و مواردي ازيندست با يكديگر مقايسه شده و بهترين سازمان از جهت اتخاذ استراتژي مربوطه مورد مقايسه قرار مي گيرد .
ب - الگوبرداري برمبناي اينكه چه كساني با هم مقايسه شوند :
اين مدل با عنوان چه كساني با هم مقايسه شوند شامل موارد ذيل است :
1- الگوبرداري داخلي : كاربرد اين مدل از الگوبرداري معمولا در شركتها و سازمانهاي بزرگ است ؛ از آنجا كه يك سازمان بزرگ از زيرمجموعههاي زيادي تشكيل شده است در اين حالت يك بخش يا يك صنعت با بخش يا صنعت ديگر از زيرمجموعه اصلي يا مادر مقايسه ميشود و به واقع مقايسه داخلي بين بخشهـــاي مختلف يك سازمان بزرگ انجام مي پذيرد ؛ به عنوان مثال ميتوان به شعبههاي مختلف IBM در كشورهـــاي متعدد اشاره كرد .
2- الگوبرداري رقابتي : در اين حالت محصولات مشابـه از دو شركت رقيب مورد مقايسه قرار مي گيرند . الگوبرداري رقابتي به واقع تعميم تجزيهوتحليل رقيب و بخشي از فعاليتهاي تجزيهوتحليل رقيب بشمار ميرود ؛ در اين حالت بجاي تمركز بر روي عملكرد متوسط صنعت خود ، روي بهترين رقيب تمركز كرده و او به عنوان بهترين الگو درنظر گرفته ميشود .
3- الگوبرداري كاركردي : در اين حالت بحث روي مقايسه كاركردهاي مختلف است ؛ به عنوان نمونه فعاليت توزيع يك شركت با فعاليت توزيع شركت ديگر مقايسه ميشود . در اين حالت الزامي وجود ندارد كه توليدات دو شركت حتما يكسان باشند .
4- الگوبرداري ژنريك : در اين حالت حد و مرزي براي الگوبرداري وجود ندارد ؛ الگوبرداري ژنريك يك حالت ساختگي و تصنعي است . در اينجا با ساخت يك مدل فرضي بهترين الگوبرداري صورت ميگيرد و تمركز بر روي فرايندهاي كاري ممتاز و عالي است ؛ اين نوع الگوگيري بسيار موثر ولي درعينحال دشوار است .
در گام آتي گوشهاي از چالشهاي موجود بر سر راه الگوبرداري را بيان خواهيم نمود ...
خلاقيت
معمولاً كيفيت تصميماتي كه با اتفاق نظر اخذ شده، به تعداد ايدهها و پيشنهادهايي بستگي دارد كه اعضا در خلال تعامل متقابل گروه تصميمگيري ارائه مينمايند. اين بدان معناست كه خلاقيت نقش مهمي در كارايي ارتباطات ايفا مينمايد. اين موضوع به نحوي شناخته شده است كه افرادي كه فرايند گروهي را به طور كامل درك نميكنند و همچنين احتمال رد شدن بعضي از پيشنهادات را نميتوانند بفهمند، خود گرايش به آن دارند كه تلاشهاي مبتكرانه خود را سركوب كنند و اين محدوديت موجب ميشود كه تعداد ايدههاي پيشنهادي آنها كاهش يابد. در حاليكه ساير اعضاي گروه، به رغم وجود انكار و رد قدرت خلاّقيت، خود را پويا نگهداشته و از ارائه پيشنهادات دست برنميدارند. توان افراد براي ايجاد و انتقال دانش داراي توان بالقوه، كمك به كار گروهي بوده و موضوع مهمي براي حمايت از همكاري متقابل است؛ در شرايطي كه ما يا سازمان به ديدگاههاي جديدي نيازمنديم.
تفاوتهاي موجود در توانايي، خلاقيت، سطح دانش، و ويژگيهاي شخصي در بين عوامل هوشمند، احتمالاً بر فرايند مديريت دانش تأثير ميگذارند. فرايند خلق با يادگيري مهارتهاي اساسي شروع ميشود، و به نيروهاي دروني و هدايت آشكار بستگي دارد. به علاوه، اين موضوع نيازمند يك زمينه مثبت سازماني است (اولدهم و كامنيكس، 1996).
يك مجموعة به دقت تعريف شده از اهداف و انگيزهها، ميتواند توان ايجاد دانش جديد را تسهيل كرده و به پيش براند، زيرا اين نيروي خلاقيت است كه انتقال يك شكل از دانش را به شكل بعدي ممكن ميسازد (كاو، 1996).
فعاليت ايجاد دانش بر مبناي چگونگي بيان مشكل قرار دارد كه بايد بر حسب ابزارها و تكنيكهاي تكنولوژي اطلاعات با آن برخورد نمود. هر موقعي كه افراد دادههاي جديدي به دست ميآورند و يا تجارب بيشتر و اطلاعات جديدي كسب ميكنند، احتمال آنكه دانش جديدي ايجاد كنند بيشتر ميشود (سناوشايي، 1999). براي نمونه، هنگام طراحي يك سيستم چندرسانهاي و يا نرمافزار جديد، طراحان و كاربران ميتوانند ديدگاههاي مختلف فردي را در هم ادغام كنند و يك و يا چند راهحل و انواع نرمافزار را توليد نمايند كه با نيازمنديهاي سازماني همخواني داشته باشد. اين ساختار بدين معناست كه ساير افراد در خلال يك فرايند مديريت دانش ميتوانند دانش را به طور متناوب پالايش نمايند. در اين معنا هدف ساختار سازمان، حمايت از خلاقيت و برقراري روابط نزديك عاملان هوشمند است. مديران سطح بالا به كمك نظام مديريت اطلاعات، كنترل دقيقي را اعمال ميكنند.
كارايي مديريت دانش
حوزه رقابت، سازمانها را مجبور ميسازد كه با نياز به كارايي روبه رو شوند و آن را تشويق كنند، از مديريت دانش براي ارتقاي عوامل هوشمند استفاده كنند، و همچنين آنها را قادر ميسازد كه از امكانات و ابزارهاي فني استفاده بيشتري نمايند. سازمان ميتواند بعضي از داراييهاي غيرمحسوس خود را اندازهگيري نمايد و از نسبتهاي غيرمالي و يا شاخصهايي براي اندازهگيري كارايي مديريت سود جويد. بسته به مهمترين فرايندهاي توليدكننده ارزش، هر سازماني مجبور است كه اين داراييها را انتخاب نمايد تا مبنايي براي مقياس داشته باشد و همچنين شاخصهاي سودمندي داشته باشد. اندازهگيري داراييهاي غيرمحسوس كار آساني نيست، زيرا نه تكنيكهاي ويژهاي وجود دارد و نه معيارهاي ارزيابي.
به علاوه مديريت نيازمند به دست آوردن صلاحيتها يا كيفيتهاست تا سيستمهاي اندازهگيري را ايجاد و خصوصياتِ مشكلات موجود را در قلمرو مسائل نامحسوس بشناسد. بر طبق خصوصيات جاري، اقتصاد دانشِ در حال بروز بايد به حساب آورده شود. به عنوان مثال، بعضي از سازمانها مثل شركتهاي تكنولوژي پيشرفته و شركتهاي خدمات حرفهاي از قبل در حال تجربه تأثيرات اقتصاد دانش هستند. مديريت دانش مستقيماً به قدرت رقابتي دانش يك سازمان مربوط است و در حقيقت دانش موجود ميتواند با آنچه يك سازمان بايد براي اجراي استراتژي خود بداند، مقايسه شود و نياز به كارايي سازماني، استفاده از توسعه دانش فراگير را براي نيل به سطح قابل قبولي از فرايند مديريت دانش برميانگيزاند.
مزاياي ناشي از مديريت دانش، بستگي به نوع كاربرد دانش دارد، به عنوان مثال، به علت فعل و انفعالات متقابل پايين دانش از قبل آماده شده، انتشارات الكترونيك (مثل تكست بوكسها و سرفصل و دروس الكترونيك) ميتوانند راه مؤثري در صرفهجويي هزينه يا افزايش كارايي باشند.
از سوي ديگر، كاربردهايي كه خاصيت واكنش بيشتري دارند، حمايت براي حل مشكلات ايجاد ميكنند. همچنين، براي ايجاد خلاقيت و محصولات جديد، مديريت بايد بين كارايي مديريت دانش، تعهد عمليات هوشمند، و عملكرد ابزارهاي فني يك تعادل پايدار برقرار نمايد. يك تركيب متناسب از منابع هوشمند ميتواند به مديران كمك كند تا مشكلات را بهتر پيشبيني نموده و تلاشهاي ابتكاري را هدايت نمايند و به كارايي بيشتر مديريت دانش ياري رسانند، ضمن آنكه بر دسترسي به اهداف سازماني تمركز داشته باشند. بر مبناي مجموعهاي از ابزارهاي فني سيستم حمايت از تصميمات استراتژيك (كار گروهي و واسطهها، عوامل يكپارچهكننده سيستم، و نرمافزار و سختافزار)، سازمانها ميتوانند تلاش نمايند كه يك رهيافت جديدي براي نيل به سطوح بالاتر، تصميمات استراتژيك يكپارچه، كارايي سازماني، و عملكرد مديريت دست يابند.
|
دانشمندان توانستهاند با استفاده از ابزاري جديد که معادل شيميايي ترانزيستور است، به فناوري تشخيص زيستپزشکي فوقالعاده حساس آنتي ژن منفرد دست يابند. |
|
شمايي از يک مدار نانولوله کربني که تحت تأثير واکنشهاي شيميايي قرار گرفته است. فلش قرمز نشان دهنده جريان الکتريکي عبوري از اين نانولوله است. با انجام واکنشهاي اکسيداسيون- احيا بين نانولوله و محيط اطراف ميتوان اين جريان الکتريکي را روشن و خاموش نمود. |
|
محققان نشان دادند اين فرايند را ميتوان به طور معکوس و در بازههاي زماني کوتاه 10 ميکروثانيهاي هم انجام داد. البته اين زمان از لحاظ استانداردهاي امروزي براي ترانزيستورها بسيار کند است، اما اميدبخش ترين نکتهاي که در رابطه با اين ترانزيستورهاي شيميايي اثر ميداني وجود دارد، تقويتکنندگي بالقوه زياد آنها است. به طوري که به نظر ميرسد تنها با چند الکترون اکسيدکننده بتوان جريانهايي به بزرگي ميکروآمپر را روشن و خاموش نمود. |

ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین (ع)! ای جوان رعنا و رشید حسین (ع) ای علی (ع) را یادگار! ای علی اکبر! گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت را دل دل خود، جمع داشتی، لوح عاشورا، در انتظارِ قلم شمشیر تو نشسته تا خاطره دلیر مردی های بدر و حنین را بر آن نقش نمایی و تمثال قدم های رسول خدا (ص) را بر پهنه کربلا حک کنی. تو که در صورت و سیرت شبیه ترین بودی به پیامبـر خیر و برکت (ص)! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات.
تنها ۱۴ روز به برگزاری سومین گردهمایی دانشجویان قمی دانشگاه های سراسر کشور با عنوان «دانشجو، دانایی، توسعه پایدار» باقی مانده است. این گردهمایی که روزهای ۲۳ و ۲۴ شهریورماه در تالار بعثت فرهنگسرای جوان قم برگزار می شود، شاخص های توسعه استان با نگاهی ویژه به دانشگاه مورد بررسی قرار می گیرد. این نشست با حضور مقامات استانی برگزار خواهد شد و دانشجویان درباره موضوعات گردهمایی (قم، دانشگاه،جامعه و قم، اشتغال، توسعه) به ارائه مقاله خواهند پرداخت.
برگزاری نمایشگاه عکس و کاریکاتور با عنوان «قم از نگاه دانشجو» و جلسات بحث آزاد با حضور مسئولان از برنامه های جنبی گردهمایی سوم می باشد.
برای اطلاعات بیشتر به سایت نسیم اندیشه مراجعه فرمایید.
روابط عمومی انجمن نسیم اندیشه
سازمانهاي يادگيرنده حائز چه ويژگيهايي ميباشند ؟
سازمانهاي يادگيرنده پديدههايي هستند كه با شروع دهه نود ميلادي مطرح شدند . علت پديدار شدن چنين سازمانهايي شرايط ، نظريهها و تغيير و تحول در محيطهاي سازماني قبل از دهه مذكور بوده است به گونهاي كه تمام سازمانها تلاش گستردهاي را براي بقاي خود آغاز كرده بودند و براي آنكه بتوانند خود را در محيط پرتلاطم اطراف خود حفظ كنند ميبايست از قالبهاي غيرپويا خارج و به سمت سازمان يادگيرنده متحول شوند ؛ يعني در ساختار و اساس خود تغييرات عميقي ايجاد كنند .
سازمانها پيش از اين در محيطي پايدار به سر ميبردند و وقايع آينده تقريبا قابل پيشبيني بودند ، به طوري كه مديران ميتوانستند در شرايط مطمئن برنامهريزي كنند ؛ اما امروز محيط به شدت در حال تغيير است و تغييرات تكنولوژيك ، اقتصادي ، فرهنگي و سياسي به سرعت سازمان را تحت تاثير قرار ميدهند . در اين حالت ، مديران نياز دارند تا براي حفظ بقا ، سازمانها را با اين دگرگونيها هماهنگ سازند و براي دستيابي به اين امر بايد به يادگيري به عنوان پديدهاي ارزشمند بنگرند و بدينوسيله همواره خود را آماده پذيرش تغييرات كنند و كاركنان سازمان را نيز با دگرگونيها همراه سازند . وقتي مديران باور داشته باشند كه تغييرات در سازمان ضروري است ، ميتوانند مديريت تغيير را در سازمان خود بر عهده گيرند ؛ در مديريت تغيير لازم است:
Ø حالت مطلوب سازماني براي مديران شناخته شده باشد .
Ø وضعيت موجود سازمان توصيف گردد .
Ø شكاف وضع موجود و وضع مطلوب براي مديران مشخص باشد .
ويژگيهاي سازمانهاي يادگيرنده :
1- در سازمانهاي يادگيرنده تمامي اجزا به هم ارتباط و پيوندي عميق دارند ، به طوري كه پيتر دراكر اين گونه سازمانها را به اركستري تشبيه ميكند كه هر كس ساز خود را ميزند ، اما نكته مهم اين است كه تمامي نوازندگان عميقا تابع و مرتبط با رهبر اركستر هستند و نتيجه كار ، يك آهنگ موزون است .
طبيعت سازمانهاي يادگيرنده امروزي نيز چنين است كه با پرسنل گسترده و با فرهنگهاي متفاوت ، همچنان در حال رشد و فعاليت هستند ؛ نظير شركتهاي IBM يا مايكروسافت . 2- از ويژگيهاي ديگر سازمانهاي يادگيرنده ، رواني جريان اطلاعات در اين سازمانهاست . اين رواني ، باعث افزايش دانش و رشد مديريت نيروي انساني در سازمان ميشود ؛ با رشد دانش پرسنل ، ميزان هوش سازمانها افزون و بهرهوري آنان ارتقا مييابد .
3- از سوي ديگر در اين سازمانها ، كاركنان به علت آموزشهاي مكرر و تفويض اختياري كه به آنها ميشود ، با ايجاد تيمهاي متعدد و انجام بحثهاي گروهي به ارتقاي اطلاعات و توانمندي خود ميپردازند . چنين روندي باعث ميشود فرهنگي بسيار قوي در سازمان حاكم و آرمان يا ديدگاه مشتركي ميان نيروي انساني و سازمان فراهم آيد .
4- چنين آرمان يا ديدگاه مشترك در يك سازمان ايجاد نميشود مگر در سايه يك رهبر قوي سازماني . در اين حالت ، استراتژي كلي سازمان به صورت مشتركي خواهد بود ؛ اين استراتژي از پايين به بالا تنظيم ميشود ، اطلاعات به صورت باز جريان دارد و تمامي بخشها با اطلاعات و توانمندي بالايي كه به دست آوردهاند در تعامل منطقي با يكديگر قرار ميگيرند .
TRIZچيست ؟
واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول كلمات در عبارت روسي زير ميباشد :
(Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch)
كه برابر انگليسي آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است كه به معناي نظريه حل ابداعانه مساله ميباشد . اين دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته ميشود و متداول شدن اين نام به اين علت است كه بنيانگذار آن ، دانشمند خلاقيتشناس روسي گنريچ سائولويچ آلتشولر (G.S. Altshuller) ميباشد .
دانش TRIZ با نامها و عنوانهاي توصيفگر مختلفي همانند نوآوري نظاميافته ، خلاقيت اختراعي ، فناوري خلاقيت و نوآوري ، روششناسي اختراع ، الگوريتم اختراع ، روششناسي حل مسالههاي ابداعي ، روششناسي حل ابتكاري و ابداعانه مساله ، مهندسي خلاقيت و نوآوري ، روششناسي خلاقيت ، خلاقيتشناسي اختراع ، خلاقيتشناسي فناوري و مواردي از اين قبيل ناميده ميشود .
دانش TRIZ ميتواند در دامنهاي از يك طيف مفهومي و گسترهاي از تعاريف قرار گيرد كه يك انتهاي آن نوعي جهانبيني خلاق يا رويكردي جامع به علوم و فناوري و انتهاي ديگر آن انواعي از ابزارهاي حل خلاق مساله و فنون خلاقيت و نوآوري را شامل گردد .
آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوري خلاقيت و نوآوري ميداند ؛ با نتيجهگيري از ديدگاه آلتشولر مي توان TRIZ را نوعي علم خلاقيتشناسي (Creatology) دانست .
يكي از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سيمون ساورانسكي اين دانش را چنين تعريف كرده است :
TRIZ ، يك دانش انسانگراي مبتني بر روششناسي نظاميافته براي حل ابداعانه مساله است .
همچنين برخي صاحبنظران TRIZ را اين چنين تعريف ميكنند :
TRIZ عبارت است از نوعي رويكرد الگوريتمي براي حل ابداعانه مسائل فني و فناورانه .
با توجه به عنوانهاي توصيفگر مختلفي كه براي ناميدن TRIZ ذكر كرديم ميتوانيم به شناخت بيشتري درباره مفهوم كلي دانش TRIZ دست يابيم . در گام آتي تاريخچه اين دانش را بيان خواهيم نمود .
تلاشهاي يادگيري
يادگيري فردي، مبنايي است كه بر اساس آن مفهوم مديريت دانش بروز نمايد و فهميده شود. به طور وسيعي اين امر مورد قبول است كه افراد بايد به گونهاي فعّال در فرايندهاي چندي از يادگيري شركت نمايند تا دانش مورد نياز براي انجام وظايف خود را كسب نمايند. توسعه تواناييهاي يادگيري، مستلزم وجود افراد ماهر، مؤسسات دانش، شبكههاي دانش و اطلاعات روزآمد، و زيرساختهاي اطلاعاتي ميباشد. درك فرايند يادگيري مستلزم در نظر داشتن تمايز بين عقايد و مهارتها ميباشد (نيلسون و رومر، 1996).
اهميت تواناييهاي آموزشي براي همه سازمانها به خوبي شناخته شده است، خصوصاً براي آموزش عواملي كه در ارتباط با حفظ سرمايههاي معنوي ميباشند. اين مفهوم ميتواند براي يكپارچه كردن توان حل مشكلات و شركت فعالانه در فرايند تصميمگيري مؤثر باشد. بر طبق اين ديدگاه، سازمانها ميتوانند مكانهايي براي توسعه روابط و اداره گروههاي كاري باشند، كه در فرآيندهاي يادگيري به بهبود دانش منجر شده و به انجام بهتر سطوح عملكرد كمك ميكند.
برنامههاي آموزش و بازآموزي، ابزارهاي قدرتمندي براي انتقال دانش ميباشند، اما اين ابزارها، تنها مسيرهاي عمدة فرايند يادگيري نيستند. عوامل هوشمند به نحوي بايد آماده شوند كه اطلاعات خارجي را جمعآوري كنند، زيرا استنباطهاي بسيار مؤثري ميتواند با مشاهده رفتار رقبا، مشتريان، و فروشندگان مواد اوليه حاصل گردد. اگر توجه را برانگيزانيم و بر محيط بلافصل خود تمركز نماييم، ديدگاههاي جديدي ميتواند به دست آيد.
سازمانهايي كه در صنايع كاملاً متفاوت فعاليت دارند قادر هستند كه راهحلهاي ابتكاري پيشنهاد كنند و جريان تفكر خلاّق را تقويت نمايند. اصطلاح سازمان در حال يادگيري (بينگ، 1990)، امروزه كاربرد وسيعي دارد. براي كسب درك بهتر، سازمان بايد تلاشهاي توسعهاي خود را بر فرايندي متمركز سازد كه از آن طريق دانش و يادگيري ميتواند به نيل اين اهداف ياري رساند.
برخي از سازمانها، فرايندهاي كاري ايجاد كردهاند كه عوامل هوشمند را موظف ميكنند كه به طور دورهاي در مورد گذشته بينديشند، زيرا به اين طريق آنها براي يادگيري و عبرت از شكستهايشان، آمادهتر ميگردند.
عوامل جديد حتي ميتوانند ديدگاههاي تازهاي ارائه نمايند و از موقعيتها به عنوان فرصت سود جويند تا به تجربه دست يافته و يادگيري خود را افزايش دهند. يادگيري نقش بارزي در ساختن و تقويت سطح دانش دارد. امكانات جديد تكنولوژي اطلاعات ميتواند دانش افراد را كه منجر به عملكرد مؤثر ميگردد، بهبود بخشد. در حقيقت، تكنولوژيهايي كه در اين رابطهاي كاربر، حافظه كامپيوتر، و پايگاههاي دانش مجسّم شدهاند تكامل يافتهاند و امروزه قادر هستند كه پتانسيل فكري را افزايش دهند. در حال حاضر، جهاني شدن يادگيري و شبكههاي ابتكاري، انتقال و استفاده از دانش موجود و همچنين ايجاد دانش جديد را تسهيل ميكنند كه اين دانش جديد ميتواند به صورت مزيّت رقابتي درآيد.
فعاليتهاي تعاونيِ اشتراك دانش همچنين يك فرايند يادگيري به حساب ميآيند. اعضاي تيم ميتوانند از طريق يادگيري پيوسته از يكديگر در يك سيستم ارتقاي دانش كار كنند. براي حمايت از تلاشهاي رقابتي، مديريت بايد كانالهاي ارتباطي انعطافپذير را ايجاد نمايد تا به اشتراك دانش بينجامد. يك فعاليت ارتقاي دانش هنگامي ميتواند اجرا شود كه يك عامل هوشمند در حال جستجوي دادهها يا در جستجوي اطلاعات روزآمدي باشد كه براي تقويت دانش كنوني ضروري است. به طور طبيعي يك فعاليت ارتقاي دانش بر مبناي نيازهاي سازمان يا انگيزه فردي قرار دارد.
ماهيت پوياي يك محيط سريعاً در حال تغيير، نيازمند طرحهاي مديريتي انگيزشي براي ارتقاي سطوح ميباشد. بدون تمركز بر يادگيري فردي و يك همكاري قومي، نميتوان از فرايند مديريت دانش، يك مزيت رقابتي از كارايي مديريت دانش انتظار داشت. براي حفظ تلاشهاي مديريت دانش، سيستمهاي حمايت يادگيرياي كه اجرا ميشوند، نيازمند يكپارچهكردن فرايندهاي يادگيري بلندمدت هستند، زيرا آنها به طور پيوسته توان فردي را مستحكم ميكنند.
اين جهتگيري استراتژيك منجر به عملكرد جمعي گروهها يا نيروهاي كاري شده است، و سرانجام به عملكرد سازماني منتهي ميگردد. اين امر دليل اين موضوع است كه چرا سازمانهاي پيشرو در بعضي كشورهاي توسعهيافته، از سيستمهاي حمايت از يادگيري به عنوان جزء لاينفك تلاشهاي مديريت دانش خود سود ميجويند.

عشق تو رو در دل من خدای اعلا گذاشته
شور تو رو در سر من حضرت زهرا گذاشته
الگوبرداري (Benchmarking) چيست و پيادهسازي آن چه مزايا و ضرورتهايي دارد ؟
در جهان امروز و در شرايط رقابتي بازار ، كيفيت محصول و بهرهوري به عنوان دو عامل اساسي و مهم در حفظ و بقاي موسسات حرف اول را زده و آنهايي كه از بهرهوري و كيفيت بالاتري برخوردار هستند در بازار حضور داشته و ماندگار خواهند ماند . ازينرو اطلاع مداوم از وضعيت بازار و كيفيت و كميت محصولات رقبا و همچنين سيستمها و روشهاي انجام كار آنها براي هر موسسه و شركت رقيب ضروري و اجتنابناپذير است تا ضمن اينكه از مزيتها و ويژگيهاي برتر رقبا الگوبرداري ميكنند ، خود را به وضعيت بهتري نسبت به آنها برسانند . لذا تنها راهي كه سازمانها ميتوانند خود را به سوي بهترينها و پيشرفت و توسعه هدايت كنند اين است كه چشمهايشان را در برابر رقبا و بهترين تجربيات جهاني در تمام زمينههاي مورد نياز باز نگه دارند . بر اين اساس الگوبرداري (Benchmarking) روشي سيستماتيك است كه سازمانها بوسيله آن ميتوانند فعاليتهاي خود را بر اساس بهترين صنعت يا سازمان اندازهگيري و اصلاح كنند ؛ اين روش با فراهمسازي چارچوبي براي سازمانها كه بوسيله آن فعاليتهاي بهترين سازمان مشخص گرديده است و تشخيص وجوه تمايز سازمان موجود با بهترين سازمان ، نشان ميدهد كه چگونه ميتوان شكافهاي موجود را پر كرد . الگوبرداري در واقع ابزاري براي بهبود مستمر است و ميتواند توسط انواع سازمانهـــاي توليدي و خدماتي به كار گرفته شود .
ارزيابي مقايسهاي ، فرايند مستمر اندازهگيري و مقايسه فرايندهاي كاري در برابر فرايندهاي قابل مقايسه در سازمانهاي پيشرو با هدف كسب اطلاعاتي است كه سازمان موردنظر را كمك خواهد كرد تا بهبودها را شناسايي و اجرا كنند . الگوبرداري يك فرايند سيستماتيك و پيوسته از ارزيابي محصولات خدمات و روشهاست كه در مقايسه با رقباي اصلي و يا شركتهايي كه به عنوان پيشگام مطرح هستند انجام ميپذيرد و در واقع ابزاري موثر در دست مديران جهت بهبـــود فرايندهاي كاري است. الگوبرداري كه با نام الگوبرداري از بهترينها نيز معروف است با شناخت سازمان يا سازمانهايي به عنوان بهترين ، تكنيكهايي را معرفي ميكند كه ميتوان با آن شكاف موجود بين يك سازمان تا سازمان پيشرو را پر كرد يا به حداقل رساند .
واژه Benchmarking قبل از اينكه در ادبيات مديريت مطرح شود ، در علوم مهندسي ساختمان و نقشهبرداري به كار گرفته شده است . بدين معني كه Benchmarking شاخصي است كه ساير نقاط و موقعيتها ، خود را با آن مقايسه كرده و تطبيق ميدهند ؛ در دهه اخير بهرهگيري اين واژه در مديريت و مهندسي نيز كاربرد يافته و تعاريف چندي از آن شده است كه همگي مفهوم مشتركي را مطرح ميكنند ؛ از جمله :
1- Benchmarking عبارت است از جستجو براي يافتن بهترين تجربيات صنعت و يا خدمات براي رسيدن به بالاترين سطح عملكرد .
2- Benchmarking عبارت است از توجه بيروني بر فعاليتها ، وظايف تخصصي يا عمليات داخلي يك موسسه به منظور اصلاح و بهبود مستمر .
3- Benchmarkingيعني مقايسه و ارزيابي خود با ديگران به منظور كشف تجربيات برتر آنها و جبران فاصله موجود .
4- Benchmarking عبارت است از يك فرايند پژوهشي دائمي كه سازمان را به سمت بهترين شدن در مقايسه با رقبا سوق ميدهد .
مركز بهرهوري و كيفيت آمريكا(APQC) نيز الگوبرداري(Benchmarking) را فرآيند تعريف ، تشخيص و تطابق يافتن با اقدامات و فرايندهاي سازمانهاي برجسته در سطح دنيا ، بهمنظور افزايش عملكرد سازمان خود تعريف ميكند .
استفاده از روش الگوبرداري بعنوان ابزار برنامهريزي تاكتيكي در دنياي تجارت و سازمانها نيز بوسيله شركت تجاري زيراكس در اواخر دهه 1970 آغاز گرديد ؛ ژاپنيها تلاش كردند تا با آن دسته از شركتهاي آمريكايي آشنا شوند كه دستگاه كپي را با كيفيت بالاتر اما با هزينه توليد كمتر توليد ميكردند .
Benchmarking هم يك نگرش و تفكر زيربنايي است و هم يك ضرورت كه اين ضرورت به طور خلاصه ناشي ميشود از :
1- رقابت جهاني و وجود شرايط رقابتي در بازار كار .
2- پيشرفتهاي سريع و قابلتوجه در علم و تكنولوژی .
3- پيشرفتهاي سريع در تكنولوژي اطلاعات .
4- پيشرفتهاي قابل توجه و دايم دانش مديريت .
5- ضرورت رعايت استانداردهاي كيفيت و تكامل طبيعي TQM (مديريت كيفيت فراگير) .
در كل چنين ميتوان گفت كه ارزيابي مقايسهاي يكي از موثرترين شيوهها در جهت بهبود سازمان است . امروزه مديريت هر سازمان ميتواند با الگوبرداري از سازمانهاي موفق روشهاي برتر را براي بهبود مستمر كارايي در سازمان خود پيدا كرده و آنها را پيادهسازي كند . الگوبرداري نه تنها ميتواند يك تكنيك تشخيص مشكلات باشد بلكه ميتواند در روابط طراحي فرايندها نيز كمك شاياني به طراحان كند . الگوگيري به واقع پاسخي براي تنظيم اين سوال است كه هنگامي كه احتياج به بهبود تشخيص داده ميشود استانداردهاي عملكرد بايد در چه سطحي تنظيم شوند . تشخيص سطوح عملكرد سازمانهاي موفق و فهميدن چگونگي انجام آن ، تشخيص اينكه ديگران چگونه ميتوانند براي تغيير در سازمان ايجاد انگيزه كنند و اشتباهات خود را به حداقل برسانند و تشخيص شكافهاي موجود بين عملكرد سازمانهاي موفق با ديگر سازمانها و كم كردن فاصله بين آنها همگي ميتوانند از نتايج الگوبرداري به شمار آيند .
در گام آتي از مدلهاي گوناگون الگوبرداري خواهيم گفت .
با سلام و احترام
با عنایت به لطف خالق بی همتا و تلاش مستمر و پیگیر دوستان در انجمن علمی مهندسی صنایع نهایتا امروز موفق به گرفتن نظر مساعد رییس محترم دانشگاه که به حق همواره پشتیبان انجمن علمی مهندسی صنایع بوده اند. جهت شرکت در دو کنفرانس بین المللی
دومین کنفرانس لجستیک و زنجیره تامین
اولین کنفرانس بین المللی استراتژی ها و تکنیک های حل مساله
شدیم.
از تاریخ درج این خبر تا 14 روز دوستان فرصت دارند اسامی خود با مدارک مورد نیاز جهت شرکت در این دو کنفرانس به میل انجمن و یا با شماره ای که در خبر نامه داده شده تماس بگیرند .
قابل ذکراست که ظرفیت محدود می باشد.
منتظرخبرهای بسیار بهتر که نتایج فعالیتهای انجمن درتابستان می باشد باشید.
یا علی
برادر ارجمند جناب آقای مصطفی ناصحی
دانشجوی خوش اخلاق و مودب مهندسی صنایع
با نهایت تاسف و تاثر در گذشت برادر ارجمندتان را به شما و خانواده محترمتان
تسلیت گفته و برای ایشان از درگاه خداوند منان طلب آمرزش مینماییم.
ما دانشجویان مهندسی صنایع را در غم خود شریک بدانید.
امیدواریم بیماری اعضای دیگر خانواده محترمتان هر چه زودتر رفع شده و خانواده محترمتان به صحت و سلامت کامل برسند.
زیارت نامه امام حسین
درود بر تو ای حجت خدا و فرزند حجت او درود بر تو ای کشته راه خدا و زاده کشته شده راه خدا درود بر تو ای ثار الله ای آنکه خون تو و پدر تو را در راه خدا ريختند و خدا خونخواه و خونبهای شماست.
درود بر تو ای فرد بي مانند در آسمان و زمين گواهم به اينکه خون پاک تو آرميده در بهشت جاويد و لرزيده برای آن سايه های عرش و گريه کرد برای او تمام مردم و گريست برای او هفت طبقه آسمان و زمين هفتگانه و آنچه در آنهاست و ميان آنهاست و هرکه و هرچه در بهشت و دوزخ است و هرچه ديده شود و ديده نشود يعنی آنچه پديد آيد و آنچه پديد نيايد همه آفريده پروردگار ماست.
گواهی مي دهم که تو حجت خدائی و فرزند حجت خدا گواهم به اينکه تو کشته راه خدا و زاده کشته راه او و گواهم به اينکه تو خون خدائی و فرزند خون خدا و گواهم به اينکه تو را خونخواه خداست و توئی فرد بي مانند در آسمان و زمين و گواهم به اينکه تو تبليغ کردی و خيرخواهی نمودی وفاداری کردی و ادای حق نمودی و جهاد کردی در راه خدا و درگذشتی از جهان با رتبه عالی شهادت و شهادت جو در حاليکه گواه و مشهود و منظور خدای جهان بودی.
من بنده خدا و مولای توام درطاعت تو و وارد بر تو خواهش دارم منزلت کامل را نزد خدا و پايداری و ثابت قدم در هجرت به آستان تو و راه و روشی که بدون تو خلجان نکند از وارد شدن در کفالت تو که بدان دستور دادم هر که خدا خواهد به شما آغاز مقصد مي نمايد .
خداوند دروغ را آشکار مي کند و به وسيله شما دور کرد دوران گزند بني اميه را و بواسطه شما خدا درهای خير و رحمت به روی خلق مي گشايد و به وجود شما خدا ختم امور خواهد کرد و بواسطه شما خدا هرچه خواهد محو و نابود و اثبات کند و به شما بازگرداند طوق خواری را از گردن ما بوسيله شما دريابد.
خدا خون ناحق هر مؤمن را که در طلب خونخواهی برآيند و به وجود شما بروياند زمين درختانش را و بوسيله شما زمين مي روياند ثمره و ميوه هايش را و به وجود شما فرود آرد خدا از آسمان باران را و روزی شما را و بواسطه شما برطرف کند خدا گرفتاری را و به سبب شما ببارد خدا باران را و به شما ثناگوست زمين که بدنهای شما را بر دوش دارد و پايدار مي گردد کوه هايش به وسيله سنگرهای آن اراده و خواست خدا که تقدير امور خلق است به سوی شما از آسمان مشت او فرود آيد و صدور يابد از خانه های شما و صادر مي شود برای خلق فرامين و احکام بندگان و آنچه از مقام اجمال تفضيل يافته.
لعن و نفرين باد بر امتی که شما را کشت و امتی که با شما به مخالفت برخاست و ملتی که منکر ولايت شماست و ملتی که بر عليه شما پشتيبان و کمک دشمن کرد و ملتی که حاضر در جبهه بود و در راه شما شهادت نخواست حمد خدا را که قرار داد آتش دوزخ را جايگاه آنها و چه بد منزلگاهی است چه بد مأوا و مسکنی است برای واردشدگان.
سپاس و ستايش مخصوص پروردگار جهانيان است و درود خدا بر تو ای ابا عبدالله من به سوی خدا از هر که مخالف توست بيزارم درود بر تو ای فرزند رسول خدا درود بر تو ای زاده اميرالمؤمنين درود بر تو ای
فرزند حسن و حسين درود بر تو ای فرزند خديجه کبری و فاطمه رحمت خدا بر تو لعنت بر کسيکه تو را کشت من بدرگاه خدا از آنان بيزارم درود بر شما درود بر شما درود بر شما کامياب شديد قسم به خدا کامياب شديد به خدا رستگار شديد به خدا سوگند.
ای کاش من هم با شما بودم رستگار مي شدم به فوز بزرگ
سوم شعبان سالروز میلاد با سعادت حضرت امام حسین علیه السلام و روز پاسدار بر همه شیعیان مبارک باد .
كنيههاى حضرت عباس عليه السلام
در فرهنگ عربى به آن دسته از نامهايى كه با پيشوند اَبْ (در مردان) و اُمّ (در زنان) همراه باشد، كنيه مىگويند. سنتِ گذاشتن نامى در قالب كنيه براى افراد در ميان قبايل عرب، گونهاى بزرگداشت و تجليل نسبت به فرد به شمار مىآيد.
۱-ابوالفضل
نوشتهاند در خاندان بنىهاشم هر كه عباس نام داشته او را ابوالفضل كنيه مىنهادند؛ همان گونه كه عباس بن عبدالمطّلب و عباس بن ربيعة بن الحارث بن عبدالمطّلب و ... نيز مُكنّى به همين كنيه بودهاند كه گفتهاى مقبول و موجّه به نظر مىرسد.
برخى ديگر گفتهاند اين كنيه برگرفته از برترى و فضلى بوده كه از كودكى در حضرت نمود فراوان داشته و او را بدان صفت مىشناختهاند.
۲. ابو القِربَة
در لغت عرب قِربة به معناى «مشك آب» است. حضرت عباس عليه السلام را به جهت آب رسانىاش در كربلا به اين كنيه ناميدهاند. در بسيارى از منابع تاريخى و رجالى چنين كنيهاى را براى حضرت برشمردهاند.
3. ابو القاسم
كنيهاى غير مشهور براى حضرت مىباشد اگر چه برخى نوشتهاند حضرت عباس عليه السلام فرزندى به نام قاسم داشته كه در كربلا به شهادت رسيده است.
لقب های حضرت عباس علیه السلام
۱. قمر بنىهاشم
حضرت عباس عليه السلام از جمال و زيبايى ويژهاى برخوردار بوده؛ به گونهاى كه سيماى دلرباى او جلب توجه مىكرد و چهرهاش مانند ماه تمام، تابناك مىنمود. چون از دودمان هاشم، جد پيامبر صلي الله عليه و آله بوده، او را «ماه فرزندان هاشم» مىخواندند. اين لقب، لقبى مشهور براى حضرت به شمار مىرود و بسيارى از منابع آن را برشمردهاند.
2. باب الحوائجحضرت عباس عليه السلام در دوران زندگانى امام مجتبى عليه السلام پيوسته در كنار آن حضرت به مددكارى مردم و برآوردن نيازهايشان مىپرداخت. اين رويه در زمان امامت امام حسين عليه السلام و پيش از جريان عاشورا نيز ادامه داشت تا آن جا كه هر گاه نيازمندى براى كمك خواستن نزد اين دو امام همام مىآمد، حضرت عباس عليه السلام مأمور اجراى دستور امام خويش مىشد. حضرت عباس عليه السلام جايگاه بلندى نزد برادرش امام حسين عليه السلام داشت. نوشتهاند:
«همان گونه كه پدرش امير المؤمنين عليه السلام جايگاه بلندى نزد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله داشت و باب او بود و هر گاه مشكلى روى مىداد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ابتدا آن را با على عليه السلام در ميان مىگذاشت، عباس عليه السلام نيز چنين حالتى نسبت به امام حسين عليه السلام داشت. امام با پيشامد هر مشكلى آن را با برادرش در ميان گذاشته و از او مىخواست كه آن مشكل را برطرف نمايد.» اين مسأله سبب شد تا ايشان را باب الحوائج؛ «برآورنده نيازها» بخوانند. البته به نظر مىرسد اين لقب بعدها در نتيجه توسلها و كرامتهاى آن حضرت به ايشان داده شده است.
3. باب الحسين عليه السلام
شدت دلبستگى حضرت عباس عليه السلام به برادر بزرگتر خود، امام حسين عليه السلام تا آن جا بود كه همواره خود را خدمتگزار وى مىدانست و براى اجراى فرمانهاى ايشان هميشه پيشقدم بود. اين بدان دليل بود كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «اَنَا مَدِينَةُ العِلمِ وَ عَلِىٌّعليه السلام بَابُهَا فَمَن اَرَادَ مَدِينَةَ فَلْيَأْتِ البَابَ؛ من شهر دانش هستم و على عليه السلام دروازه ورود به آن است. پس هر كس خواهان ورود به شهر دانش است، بايد نخست سراغ درِ آن را بگيرد.» حضرت عباس عليه السلام نيز درب ورود به شهر حسينى عليه السلام بود.
از علامه فقيد طباطبايى؛ نويسنده تفسير بزرگ الميزان در اين باره نقل شده است كه فرمود: «مرحوم سيد السّالكين و برهان العارفين، آقا سيد على قاضى فرمود در هنگام كشف بر من روشن و آشكار شد كه وجود مقدس ابا عبداللّه الحسين عليه السلام مظهر رحمت كليّه الهيه است و باب و پيشكار آن حضرت، سقاى كربلا، سرحلقه ارباب وفا، آقا باب الحوائج الى اللّه، ابوالفضل العباس صلوات اللّه و سلامه عليه است.»
چهارم شعبان میلاد با سعادت سقای کربلا حضرت اباالفضل عباس و روز جانباز مبارک باد .
صحیفه سجادیه: سپاس خداي را كه اول است و پيش از او اولي نبوده ( مبدا هر موجودي است ) و آخر است و پس از او آخري نباشد ( مرجع همه اشياء است )
خدايي كه ديده هاي بينندگان از ديدنش ( در دنيا و آخرت ) ناتوانند ( محال است او را ببينند ، چون آنچه به چشم سر ديده مي شود بايستي در مكان و جايي باشد ، و محتاج به مكان جسم است و خداي تعالي جسم نيست ) و انديشه هاي وصف كنندگان از عهده وصفش برنيايند ( هرچه كوشند نمي توانند به طوري كه شايسته است او را وصف نمايند ، چنان كه حضرت سيدالمرسلين - صلي الله عليه و آله - فرمود : لا احصي ثناء عليك ، انت كما اثنيت علي نفسك يعني من را توانايي مدح و ثناي تو نيست ، تو خود بايد ثناگوي ذات اقدس خويش باشي ، و حضرت سيد الواصيين اميرالمؤمنين - عليه السلام - فرمود : هو فوق ما يصفه الواصفون يعني او برتر و بالاتر است از آنچه وصف كنندگان او را بستايند )
به قدرت و توانايي خود آفريدگان را آفريد ، و آنان را به اراده و خواست خويش به وجود آورد بي اين كه از روي مثال و نمونه اي باشد ( چون هميشه خداوند بوده و ديگري جز او نبوده كه نمونه به دست داده باشد )
چهارم شعبان میلاد پیشوای چهارم شیعیان حضرت امام سجاد(ع) مبارک باد.

توی عشق و عاشقی اهل بیت (ع)گله و شکایت جا داره ها یه وقت نگی چرا این حرفها رو میزنی
اخه
هزار نامه نوشتم به اشک دیده برایت *مگر که نامه بیچارگان جواب ندارد
هر چی نوشتم آقا جوابم رو نداد باشه منم اینجوری میگم
روزگاری روزگاری دل ربایی داشتم
دل ربای مهربانی داشتم
اما اما اما........
دل برم تنها رهایم کرد و رفت .......
|
|